آرزو

آرزو

بیش از هر چیز برایت آرزومندم که به خوبی ها عشق بورزی

و نیکان و نیکویی ها نیز به تو روی بیاورند.

آرزو دارم دوستانی داشته باشی،

برخی نادوست و برخی دوست­دار

که دست کم، یکی در جمعشان

مورد اعتمادت باشد.

چون زندگی بدین گونه است،

برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،

نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،

تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،

که دست کم یکی از آنها اعتراضش، بحق باشد،

تا زیاده به خودت غرّه نشوی.

هم چنین، برایت آرزومندم صبور باشی

نه باکسانی که اشتباهات کوچک می­کنند

که این کار ساده­ای است

بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ می­کنند.

امیدوارم به پرنده­ای دانه بدهی و به آواز مرغ سحری گوش کنی

وقتی که آواز سحرگاهیش را سر می­دهد.

چرا که از این راه

احساسی زیبا خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه­ای هم بر خاک بیفشانی،

هرچندخُرد بوده باشد

و با روییدنش همراه شوی

تا دریابی چه  قدر زندگی در یک درخت جریان دارد.

آرزومندم اگر به پول و ثروتی رسیدی

آن را پیش رویت بگذاری و بگویی:

این دارایی من است.

فقط برای این که آشکار شود کدامتان اربابِ دیگری است!

آری، پول ارباب بدی است امّا خدمت­گزار خوبی است.

و در پایان برایت ای مهربان، آرزومندم

همواره دوستی خوب و یک­دل داشته باشی

تا اگر فردا آزرده شدی یا پس فردا شادمان گشتی،

با هم از عشق سخن بگویید و دوباره شکوفا شوید.                                             «ویکتور هوگو» با اندکی تغییر

پیشنهاد

هر جمله را دو بار بخوانید ،

و تنها ۵ دقیقه روی آن فکر کنید!

 

برنامه ریزی کن

 

وقتی که دیگران

 

مشغول بازی کردنند

****** 
مطالعه کن

 

وقتی که دیگران

 

در خوابند

  ******   

  درست و با منطق تصمیم بگیر 

 

وقتی که دیگران

 

تردید دارند
 

******

 

خود را آماده کن

 

وقتی که دیگران

 

درخیال پردازیند

 ******


شروع کن

 

وقتی که دیگران

 

تعلل میکنند 

****** 

کار کن 

 

وقتی که دیگران

 

تنها در حال دعا کردنند

*******

 

صرفه جویی کن

 

وقتی که دیگران

 

در حال تلف کردنند

****** 

 

 

گوش کن

 

وقتی که دیگران

 

در حال صحبت کردنند

 ******

لبخند بزن 

 

وقتی که دیگران

 

خشمگینند
 

 *****

 

پافشاری کن

 

وقتی که دیگران

 

در حال رها کردنند

 

  ******

بوی بهار

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

بوی باران  ; بوی سبزه ;  بوی خاک

 

شاخه های شسته ;  باران خورده ; پاک

 

آسمان آبی و ابر سفید , 

 برگهای سبز بید

 

عطر نرگس ,  رقص باد           نغمه شوق پرستوهای شاد

 

خلوت گرم کبوترهای مست

 

نرم نرمک می رسد اینک بهار

 

خوش به حال روزگار

 

کارهای ساده را به راحتی می توان پیچیده کرد

کارهای ساده را به راحتی می توان پیچیده کرد، اما کارهای پیچیده را به راحتی نمی توان ساده کرد. گروهی از فارغ التحصیلان پس از گذشت چند سال و تشکیل زندگی و رسیدن به موقعیت های خوب کاری و اجتماعی طبق قرار قبلی به دیدن یکی از اساتید مجرب دانشگاه خود رفتند. بحث جمعی آن ها خیلی زود به گله و شکایت از استرس های ناشی از کار و زندگی کشیده شد.

استاد براي پذيرايي از ميهمانان به آشپزخانه رفت و با يك قوري قهوه و تعدادي از انواع قهوه خوري‌هاي سراميكي، پلاستيكي و كريستال كه برخي ساده و برخي گران قيمت بودند بازگشت. سيني را روي ميز گذاشت و از ميهمانان خواست تا از خود پذيرايي كنند . پس از آنكه همه براي خود قهوه ريختند استاد گفت: اگر دقت كرده باشيد حتما متوجه شده ايد كه همگي قهوه خوري هاي گران قيمت و زيبا را برداشته ايد و آنها كه ساده و ارزان قيمت بوده اند در سيني باقي مانده‌اند. البته اين امر براي شما طبيعي و بديهي است. سرچشمه همه مشكلات و استرس‌هاي شما هم همين است. شما فقط بهترين ها را براي خود مي‌خواهيد. قصد اصلي همه شما نوشيدن قهوه بود اما آگاهانه قهوه خوري هاي بهتر را انتخاب كرديد و البته در اين حين به آن چه ديگران برمي داشتند نيز توجه داشتيد. به اين ترتيب اگر زندگي قهوه باشد، شغل، پول، موقعيت اجتماعي و ... همان قهوه خوري هاي متعدد هستند. آنها  ابزاري براي حفظ و نگهداري زندگي اند، اما كيفيت زندگي در آنها فرق نخواهد داشت. گاهي، آن قدر حواس ما متوجه قهوه خوري‌هاست كه اصلا طعم و مزه قهوه موجود در آن را نمي فهميم . پس دوستان من، حواستان به فنجان ها پرت نشود... به جاي آن از نوشيدن قهوه خود لذت ببريد.

جایگاه ادب از دیدگاه یک ریاضیدان

روزی از یک ریاضیدان نظرش را در باره انسانیت پرسیدند ، در جواب گفت :

اگر زن یا مرد دارای ادب و اخلاق باشند : نمره یک میدهیم 1

اگر دارای زیبائی هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم : 10

اگر پول هم داشته باشند 2 تا صفرجلوی عددیک میگذاریم : 100

اگردارای اصل ونسب هم باشند 3 تا صفرجلوی عدد یک میگذاریم : 1000

ولی اگر زمانی عدد 1 رفت ( اخلاق )؛ چیزی به جز صفر باقی نمیماند ، 000

صفر هم به تنهائی هیچ است و با آن انسان هیچ ارزشی ندارد
و این یادآور کلام بزرگان است که می گویند : نخستین گام در راه پیروزی ، آموختن ادب است و نکو داشت دیگران

نکته‌ي مدیریتی

يه کلاغ و يه خرس سوار هواپيما بودن کلاغه سفارش چايي ميده. چايي رو که ميارن يه کميشو مي‌خوره باقيشو مي‌پاشه به مهمون‌دار.
مهمون‌دار مي‌گه چرا اين کارو کردي؟
کلاغه ميگه دلم خواست، پررو بازيه ديگه، پررو بازي! چند دقيقه مي‌گذره. باز کلاغه سفارش نوشيدني ميده. باز يه کميشو مي‌خوره باقيشو مي‌پاشه به مهمون‌دار.
مهمون‌دار مي‌گه : چرا اين کارو کردي؟
کلاغه مي‌گه دلم خواست، پررو بازيه ديگه، پررو بازي !
بعد از چند دقيقه کلاغه چرتش ميگيره .
خرسه که اينو ميبينه به سرش ميزنه که اونم يه خورده تفريح کنه ...
مهمون‌دارو صدا مي‌کنه مي‌گه يه قهوه براش بيارن قهوه رو که ميارن
يه کميشو مي‌خوره باقيشو مي‌پاشه به مهمون‌دار. مهمون‌دار مي‌گه چرا اين کارو کردي؟
خرسه مي‌گه دلم خواست، پررو بازيه ديگه، پررو بازي.
اينو که مي‌گه يهو همه مهمون‌دارا مي‌ريزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپيما مي‌برن که
بندازنش بيرون خرسه که اينو مي‌بينه شروع مي‌كنه به داد و فرياد و التماس .
کلاغه که بيدار شده بوده، بهش مي‌گه: آخه خرس گنده تو که بال نداري مگه
مجبوري پررو بازي دربياري!!!!!!!!

نکته‌ي مدیریتی : قبل از تقلید از دیگران منابع خود را به دقت ارزیابی کنید.

زندگی

  زِنـدگـي زیـبـاسـت ، زِشـتـي هـائ آن تـَقـصـیـر مـاسـت .

دَر مَـسـیـرَش هَـر چـه نــا زیـبـاسـت آن تـَــدبـیـر مـاسـت .

زِنــدِگـي  آبـــــــِـــ  رَوانـي ایـسـت ، رَوانـــــــ  مـي گُــذَرَد . 

آنـچـِه تَـــقـــدیــــر مَـن و تـوسـت ، هَـــمــــان مـي گُــذَرَد .

مـُـهــِم نـیـسـت کـه قـُـفــل هـا دَســت کـیــسـت ؟

 مـُـهـِـم ایـن اَسـت کـه کـِـلـیــدهـا دَســت خـُداسـت

خداوندفیزیک دان

به نام خداوند فیزیک دان
پدید آورنده طول جرم و زمان
خدایی که از ذره ای چون فوتون
جهان را به نورش پی افکند بن
دیشب به خواب رفتم در عالم کوانتا
در بین موج و هسته، در داخل اتمها
در هسته خفته بودند جمعی ز نوکلئون ها
بر گردشان دویدم همچون الکترون ها
روی مدار بوهری آرام می خزیدم 
فارغ زهرچه تابش یا ریزش اتم ها
باجنبشی جهیدم رفتم مدار بالا 
وقتی که باز گشتم آزاد شد فوتون ها 
ای صاحب کرامت شکرانه ی نسبیت
روزی تفقدی کن آلبرت بی نوا را
مدیر خود نپوشید این خرقه ی می آلود
گر تو نمی پسندی کامنت ده ما را

درنگ

 

باد می وزد …

میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی، هم آسیاب بادی

تصمیم با تو است . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زیباترین حکمت دوستی، به یاد هم بودن است، نه در کنار هم بودن .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دوست داشتن بهترین شکل مالکیت

و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خوب گوش کردن را یاد بگیریم

گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

مهم بودن خوبه ولی خوب بودن خیلی مهم تره . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فراموش نکن قطاری که از ریل خارج شده، ممکن است آزاد باشد

ولی راه به جائی نخواهد برد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

انتخاب با توست، میتوانی بگوئی: صبح به خیر خدا جان

یا بگوئی: خدا به خیر کنه، صبح شده . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زندگی کتابی است پر ماجرا، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

مثل ساحل آرام باش، تا مثل دریا بی قرارت باشند ... . 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به کم نور ترین ستاره ها قانع باش، که چشم همه به سوی پر نور ترین ستاره هاست . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فکر کردن به گذشته، مانند دویدن به دنبال باد است . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

  آدمی ساخته افکار خویش است، همان خواهد شد که به آن می اندیشد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار

شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هیچ وقت به خدا نگو یه مشکل بزرگ دارم

به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد

صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

  کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن، شاید امید تنها دارائی او باشد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از دنیا گرفت، پس همیشه شاد باش . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برای آنان که مفهوم پرواز را نمی فهمند، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر میشوی . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر روزی عقل را بخرند و بفروشند ما همه به خیال اینکه زیادی داریم 

فروشنده خواهیم بود.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛

با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است

پس همیشه امید داشته باش . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چه خوب می شد اگر، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را با هوس و حقیقت را با واقعیت.

جور استاد به ز مهر پدر

جنبش گهواره خواب طفل را سازد گران
از تزلزل بیش محکم می شود بنیان ما                        « صائب تبریزی »


امتحانات میان دوره ای تازه تمام شده بود که دانشجویی در محوطه ی دانشگاه جلوی یکی از دوستان اساتید را گرفت. استاد از او درباره ی امتحانات سوال کرد و او ابراز داشت: « هیچ کدام مشکل نبود... به جز امتحان یکی از استادان که قبول شدن در آن، کار حضرت فیل است!!! باور کنید استاد، مجبورم یه عالمه مطالعه کنم تا فقط نمره ی قبولی بگیرم و رفوزه نشوم . »


استاد پرسید : « از این همه مطالعه ای که به خاطر این استاد سخت گیر می کنید، بیش تر یاد می گیرید یا از مطالعه به خاطر استادان دیگری که زیاد سخت گیر نیستند؟»


« ... راستش ... بله ... فکر می کنم  درس این استاد را بیش تر از درس استادان دیگر درک می کنم . اما نمی دانم آیا این همه سختگیری واقعاً لازم است ؟ »


استاد پرسید : « آیا تا به حال چاقو تیز کرده ای ؟ »


پاسخ داد : « بله استاد، تیز کرده ام ... موقعی که همراه خانواده ام به گردش دسته جمعی رفته ایم، پدرم این کار را به من یاد داده است . »


استاد پرسید : « برای تیز کردن چاقو از سنگ استفاده کرده ای یا حوله ؟ »


« حوله ؟ چاقو را که نمی شود با حوله تیز کرد، استاد ! »


« دقیقاً همین طور است . چاقو را نمی توان با حوله تیز کرد . چاقو را می توان با مالیدن به یک سطح سخت تیز کرد، طوری که به اندازه ی کافی برنده شود تا بتواند به هدف اصلی خود که بریدن است، جامه ی عمل بپوشاند .

انسان ها را نمی توان به کمک سطوح نرم، تیز کرد . آن ها را فقط با سطوح سخت مسائل و مشکلات می توان به اندازه ای تیز کرد که در زندگی از « برش » لازم برخوردار باشند . و بتوانند به وظایف خود در زندگی جامه ی عمل بپوشانند . »


( برایان کاوانو – شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید – جلد سوم )

خواص دارویی انبه

خواص دارویی انبه
نحوه استفاده : برگ، گل، میوه و هسته آن مصارف خوراکی دارند
خواص : انبهMango
نام علمی Mangifera indica

انبه درختي است زيبا كه ارتفاع آن تا 10 متر مي رسد . منشا انبه هند و مالزي و برمه مي باشد ولي هم اكنون در تمام مناق استوايي و حاره كشت مي شود . انبه از 4000 سال پيش وجود داشته است .
برگهاي اين درخت نيزه اي شكل ، گلهاي آن زرد يا قرمز رنگ و بصورت خوشه اي وجود دارد . ميوه آن كه انبه يا منگو ناميده مي شود بيضوي شكل و داراي طعمي مطبوع وشيرين بوده و داراي هسته اي نسبتا بزرگ است .انبه در اوائل ماه مي مي رسد و تا اوائل سپتامبر موجود است . انبه رسيده از نظر طب قديم ايران گرم و خشك و نارس آن سرد و خشك است . انبه نارس توليد كننده بلغم و سودا در بدن مي باشد .

 


1)انبهبسيار مقوي بوده و تقويت كننده بدن است .
2)انبه تقويت كننده قواي جنسي است .
3)رنگ صورت را درخشان مي كند .
4)دهان را خوشبو مي كند .
5)ادرار آور است .
6)يبوست را برطرف مي كند .
7)انبه داراي مقدر زيادي اسيد گاليك است . بنبراين سيستم هضم را ضد عفوني و تميز مي كند .
8)انبه تميز كننده خون مي باشد .
9)خوردن انبه بوي بد بدن را از بين مي برد .
10)انبه حرارت بدن را كاهش مي دهد و تب را پائين مي آرود .
11)براي رفع اسهال مفيد است .
12)خوردن انبه، سردرد ، تنگي نفس و سرفه را از بين مي برد .
13)براي درمان بواسير مفيد است .
14)عطش را برطرف مي كند.
15)انبه چون گرم است براي گرم مزاجان مناسب نيست و اين اشخاص بايد آنرا با سكنجبين بخورند .
خواص مغز هسته انبه  انبه داراي هسته بزرگي است كه در وسط آن مغز آن قرار درد كه بجاي مغز بادام مي توان از آن در شيريني جات استفاده كرد .
مغز هسته انبه از نظر طب قديم ايران سرد و خشك است .
1-خوردن مغز هسته اسهال را برطرف مي كند .
2-براي معالجه سرماخوردگي مصرف مي شود .
3-سرفه هاي سخت را درمان مي كند .
4-درمان كننده بواسير خوني است .
5-خانم هائيكه دچار خونريزي از رحم مي باشند و يا بين دو عادت ماهيانه خونريزي دارند براي رفع آن بايد از مغز انبه استفاده كنند .
6-مغز هسته انبه كرم كش و ضد اسهال است .
7-براي تسكين آسم و تنگي نفس مفيد است .
8-ضد استفراغ است .
ديگر خواص درخت انبه 
1.گل انبه سرد و خشك است و اسهال را رفع مي كند .
2.اگر شكوفه درخت انبه را خشك كرده و هر روز حدود 3 گرم آنرا با 10 گرم شكر بخورند سرعت انزال را معالجه مي كند .
3.صمغ درخت انبه را با روغن و آبليمو مخلوط كنيد براي ناراحتي هاي پوست مفيد است .
4.براي برطرف كردن ريزش مو ، آب برگهاي درخت انبه را روي سر بماليد .
5.براي تقويت دندان و لثه دم كرده برگ درخت انبه را مضمضه كنيد .
مضرات :
هضم انبه براي بعضي از افراد سخت است و ممكن است ايجاد خارش و دمل نمائيد .
اگر خودانبه ايجاد نفخ بكند بايد آنرا با زنجبيل خورد .
منبع : کتب طب سنتی

نکته های پند آموز جالب

نکته های پند آموز جالب : - بیهوده متاز که مقصد خاک است

- هرگز برای خوشبختی امروز و فردا نکن

- نماز وقت خداست انرا به دیگران ندهیم

- هرگاه در اوج قدرت بودی به حباب فکر کن

- هر چه قفس تنگ تر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود

- دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود

- هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود چیزی یاد نگرفتم

- خطا کردن یک کار انسانی است امّا تکرار آن یک کار حیوانیست

- دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن آموخته است - تنها موقعی حرف بزن که ارزش سخنت بیش از سکوت کردن باشد

- هیچ زمستانی ماندنی نیست...حتی اگر تمام شبهایش یلدا باشد

- مرد بزرگ، کسی است که در سینۀ‌خود ، قلبی کودکانه داشته باشد

- سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر که بتوانی چراغی به آن نصب کنی

- یادها رفتند و ما هم میرویم از یادها. کی بماند برگ کاهی در میان بادها

- دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

- نگاه ما به زندگی و کردار ما تعیین کننده ی حوادثی است که بر ما می گذرد

- هیچوقت نمی‌توانید با مشت گره ‌کرده ، دست کسی را به گرمی بفشارید

- کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی ... نه حاشیه ای از یاد رفتنی

- هر که منظور خود از غیر خدا می طلبد ، او گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد

- در برابرکسی که معنای پرواز را نمیفهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد

هفت سين

نرم نرمك مي رسد اينك بهار                خوش به حال روزگار 


درهفت آيه ازقرآن كلمه سلام آمده است كه عبارت است از
  1. ايه 58 سوره يس ((سلام قولا من رب رحيم))
  2. آيه 5 سوره قدر(( سلام هي حتي مطلع الفجر))
  3. آيه 73 سوره زمر (( سلام عليكم طبتم فدخلوها خالدين))
  4. آيه 109سوره صافات(( سلام علي ابراهيم))
  5. آيه 120 سوره صافات((سلام علي موسي وهارون))
  6. آيه 130سوره صافات (( سلام علي ال ياسين))
  7. آيه 79 سوره صافات(( سلام علي نوح في العا لمين))
درسفره  نورزوي ما ايرانيان هفت سين وجوددارند كه مضمون خاص خودرادارند
  1. سمنو(( نشانه قدرت ومبارزه))
  2. سنجد((نشانه عشق ودلدادگي وزايش))
  3. سكه(( رونق وثروت وبركت))
  4. سيب(( ميوه بهشتي ونشانه تندرستي وسلامت))
  5. سير(( عدم ظلم وتجاوز به حقوق ديگران))
  6. سركه ((رضا وتسليم))
  7. سبزه گندم(( نمادآفرينش گياهان))
             نوروزتان ///  مبارك         

کاربردهای فناوری نانو

کاربردهای فناوری نانو 1390-02-01 میانگین امتیازات: 4.67/5 (تعداد:6) با توجه به آنکه کاربردهای فناوری نانو در قسمت مربوط به خود مفصل شرح داده شده است در اینجا تنها به نگاهی اجمالی به کاربردهای فناوری نانو بسنده می شود. فناوری نانو تنها محدود به آینده نیست. تولیدکنندگان در حال افزایش و گسترش محصولات قدیمی خود با ویژگی های جدید نانو هستند تا در مواد حجیم نیز قابل دسترس باشد. دانشمندان تا کنون توانسته اند از طریق دستکاری کردن مواد در سطح مولکولی ماندگاری و قدرت محصولات را بهبود بخشند. احتمالاً شما تاکنون به این موضوع پی نبرده بودید که برخی از محصولاتی که بر روی قفسه های معازه ها قرار دارد هم اکنون با فناوری نانو تولید شده اند. کرمهای ضد آفتاب سابق نه تنها برای مدت زمان طولانی بر روی صورت باقی نمی‏ماند بلکه علاوه بر آن بسیار سفیدکننده بوده و چهره را زیبا نشان نمی داد، اما امروزه این کرم ها شفاف شده و شما می توانید استفاده کنید. البته فناوری نانو در این کرم ها کمی با ذرات کمی بزرگتر از 100 نانومتر درگیر است. ماده شیمیایی آنها در اندازه های زیر میکرومتری شامل دی اکسید تیتانیوم (TiO2) و اکسید روی (ZnO) هستند که لایه ظخیم آنها روی پوست باعث انحراف اشعه های مضر UV خورشید می شود. این مواد به خوبی ذرات بزرگ و سفید موجود در کرمهای قبلی کار می کنند. این مواد نور مرئی را پراکنده نکرده و مانع جذب نور سفید نمی شوند. نانوتکس، شرکتی است که فناوری بافت نانوتکس را گسترش داده و پوشش هایی را ساخته که در سطح میکرومتر به بافت ها می چسبد و مقدار مواد شوینده مورد نیاز برای تمیز کردن لباس ها را کاهش داده و لکه ها را دفع می کنند. بیش از 80 کارخانه ی پارچه در سراسر جهان از فناوری نانوتکس استفاده کرده اند و به عنوان لباس و مبلمان، محصولات خود را به فروش می رسانند. بزرگترین خاصیت و مزیت تار و پودهایی با این ویژگی این است که این بافت ها آب گریز یا ضد لکه می شوند. بنابراین به جای روش های قدیمی بالا به پایین برای از بین بردن لکه ها پس از کثیف شدن، از همان ابتدا از چسبیدن و ورود لکه ‏ها به درون بافت در اولین تماس جلوگیری می کنند(جلوگیری با روش پایین به بالا). بااین حساب شاید روزی پوشش های کم هزینه نانو ماشینهای لباسشویی را برای همیشه از رده خارج کنند. این شیوه ای است که حیوانات و گیاهان با آن سالها و سالها زندگی می کنند و شما پوست و بدن آنها را در بیشتر مواقع کثیف نمی بینید. شکل1-خاصیت دافعه قطره های مربا و دفع لک و کثیفی به کمک تغییرات سطحی در محصول نانوتکس محصول جدید دیگر مورد استفاده در سطوح میتواند خانه شما را مانند لباس هایتان تمیز نگه می دارد. محصولی که مانند خمیر دندان و کرم های ضد آفتاب از دی اکسید تیتانیوم منتها در ابعاد نانومتری ساخته شده، و باعث شکسته شدن مواد آلی شده و آنها را از بین می برد. این ذرات از چسبیدن چربی ها و کثیفی ها روی پنجره ها یا سطوح دیگر جلوگیری می کند. پنجره ها، شیشه جلوی اتومبیل و یا حتی شیشه عینک مطالعه از طریق محصولات جدید به صورت خودکار تمیز می شوند. این برای ساختمان های بلند و آسمان خراشها چیز محشری است. با این ابتکار مراحل سخت تمیز کردن شیشه ها و سطوح بیرونی در این ساختمانها حذف می شود. شکل2-سطوح خود تمیز شونده برای ساختمان های بزرگ بسیار مفید است. مهندسی سطح و بافت در مقیاس نانو کمک می کند تا محصولاتی با ویژگی های مکانیکی، رطوبتی، دمایی، زیستی، الکترونیکی، نوری، و شیمیایی بهتری بسازید. برخی از آنها را در زیر لیست کرده ایم. 1- سلول های خورشیدی کوچکتر و کارآمدتر شکل3-سلولهای خورشیدی رنگین کمانی 2- سطوح ضدانعکاس شکل4-کنترل دمایی و کاهش اتلاف انرژی با کمک مواد انعکاس دهنده گرما و سایر نانو مواد در ساختمان 3- پنجره های فوتوکرومیک و الکتروکرومیک شکل5-شيشه هايي که با کمک نانوتکنولوژي توان کنترل درجه حرارت را دارد. 4- حسگرهای مقاوم به آهنربا و حافظه اطلاعات 5- سازه های کوچک برای ترانزیستورها 6- داروهای ضدباکتریایی موجود در پانسمان ها و ابزارها 7- کاشت های زیست سازگار شکل6-بافت مصنوعی 8- عایق های حرارتی برای ابزار و مصالح ساختمانی شکل7-منافذ کوچکتر به انتقال حرارت کمک نمی کنند. 9- مقاومهای حرارتی برای توربین ها و موتورها 10- ضد زنگ ماشین ها و ابزارها 11- لایه ی سطحی پاک کننده خودکار برای پارچه ها و سرامیک ها 12- پوشش های ضد بو و ضد رنگ 13- محافظ مواد نرم ( مثل پلیمر – چوب و پارچه) 14- محافظ پوسیدگی ماشین ها و ابزارها تحلیلی از کاربردها هر فناوری باید با به کارگیری علم در تولید مفید و مقرون به صرفه کالاها و خدمات، رشد کند و امروزه فناوری نانو است که دنباله رو این هدف است. به واسطه ارتباط فناوری نانو با آجربنای مولکولی مواد این حوزه از فناوری، با بسیاری از چیزهایی که به صورت روزمره از کنار آنها می-گذریم ارتباط دارد، زیرا مولکولها بنای همه مواد را شکل می-دهد.دانشمندان برای فناوري نانو کاربردهای خاصی را متصورند که جایگاه و اهمیت آن را در منافع اقتصادی ممتاز می کند و دانشمندان را به تحقیق در مورد کاربردهاي مختلفی مثل محيط زيست، نفت و پتروشیمی، الکترونيک، خودرو، پوشاک، بهداشت و... هدایت می کند. با حذف آلاينده به کمک ذراتي با ابعاد نانومتر(نانوذرات) يا با کاهش مصرف سوخت مي توان بهبود زيادي را در محيط زيست فراهم ساخت. می توان از نانوذرات برای انتقال دارو به یک نقطه هدف در بدن بیمار بهره برد. در خودرو مهمترين مولفه، وزن و هزینه قـطـعات مخـتلف است که با فناوری نانو می توان آن را تغییر داد.بر اساس خواصی که به آن اشاره شد، هر یک از ساختارهای نانومتری استعداد کاربرد ویژه ای را دارند که در هر زمینه قابل بررسی است. اما از دید کاربردی بیشترین سندهای ثبت اختراع مربوط به حوزه های زیر بوده اند. جدول1-بیشترین پتنت های ثبت شده در زمینه فناوری نانو

ذرات زیراتمی و بنیادی

هادرون – باريون – بوزون – فرميون – لپتون – بوزون هاي شاخص – گلوئن – نوترينوها – موئون – مزون– كوارك – پيون و ....دراین دو جدول می توان تقسیم بندی ذرات را مشاهده کرد.

 

هیپرون(  (Hyperon:

اساسا 4 نوع هیپرون وجود دارد: 1) هیپرون لاند    2)  هیپرون سیگما     3)هیپرون کسی     4) هیپرون امگا         

 

هادرون ها (Hadrons):

تحقیقاتی که با شتابدهنده ها یی بزرگ انجام شده اند بطور قوی به دانش ذرات بنیادی کمک کرده اند قبل از همه اشاره ها به بزرگترین خانواده ذرات هادرون ها یعنی ذرات شرکت کننده در برهمکنش های قوی هسته ای است ، اشاره می کنیم ذرات زيراتمي اي هستند كه از فرميون هايي چون كوارك و آنتي كوارك و بوزون هايي چون گلوئن تشكيل شده اند. اين ذرات نيروي قوي هسته اي اعمال مي كنند. هادرون ها مانند ديگر ذرات داراي عدد كوانتومي هستند.اين ذرات ممكن است در دما يا فشار بسيار پايين خودبه خود از بين بروند.. در حال حاضر چند صد از این گونه ذرات از جمله باریون ها و پاد باریون ها و مزون ها شناخته شده اند.بیشتر این ذرات در نتیجه اندرکنش ها قوی هسته ای به هادرون های دیگر وامی پاشند آنها عمر کوتاهی دارند که در فرایند های هسته ای معمول چنین زمانی ( ثانیه 23-10) را نمی توان مستقیما اندازه گرفت.اما هادرون هایی با عمر 13-10 تا 8-10 ثانیه نیز وجود دارند. برد واپاشی این ذرات با عمر دراز اندرکش های ضعیف ما کم هستند.

اصول بنیادی این مدل را می توان به شرح زیر فرمول بندی کرد:

1)      هادرون ها را به معنای درست کلمه نمی توان جز ذرات بنیادی به شمار آورد آنها ساختار درونی پیچیده ای دارند و مانند هسته های اتمی دستگاه های مقید و متشکل از ذرات به راستی بنیادی یا اساسی اند. عناصر اصلی ساختارهادرون ها کوارک نام دارد .

2)      نظام هادرونی امکان می دهد که اظهار کنیم کلیه باریونهای شناخته شده از سه کوارک و پاد باریونها از سه پاد کوارک تشکیل شده اند. در حالی که تمام مزون ها از یک کوارک و یک پاد کوارک تشکیل شده است .

لپتون(Lepton):

لپتونهای متنوعی کشف شدهاند که آنها براساس خواص فیزیکی و کوانتومی ویژه خود «جرم ، بار ، اسپین و غیره) به صورت زیر تقسیم بندی می شوند :

لپتون ها ی گروه الکترون(e)اینها خود به دو دسته اند:   1)الکترون           2)نوترینوی الکترون

لپتون های موئون.این نیز به نوبه ی خود به دو دسته تشکیل می شوند:     

موئون                (2 نوترینو موئون    (1

 اینها هم به دو دسته تقسیم می شوند: 1)لپتون های تو منفی    2)نوترینو تو(T) لپتون های تو

باريون (Baryon):

ذراتي هستند كه از كوارك تشكيل شده اند. ذرات سنگین را باریون می نامند
 براي مثال پروتون از دو كوارك بالا (u) و يك كوارك پايين (d) تشكيل شده و يا نوترون از دو كوارك پايين و يك كوارك بالا تشكيل شده.انواع باريون طبق مدل استاندارد (SM) به صورت زير است:

بوزون- بوزون هاي شاخص- گلوئن -بوزون هاي W&Z—نوترينو- موئون- مزون- پيون- كوارك ها

بوزون (Boson):

در فیزیک ذرات برهمکنش های ضعیف هسته ای نیز نقش مهمی ایفا می کنند اینها تنها اندرکشی هستند که می توانند شخصیت ذرات پایه را عوض کنند. و ضمن پیروی از قوانین بقای بارهای لپتونی و باریونی موجب تبدیل های متقابل آنها شود. این ذرات داري اسپين صحيح هستند. اكثر بوزون ها مي توانند تركيبي باشند اما گروه بوزون هاي شاخص (Gauge Bosons) از نوع تركيبي نيستند. در مدل استاندارد بوزون ها ذراتي براي انتقال نيرو هستند كه شامل فوتون ها (انتقال دهنده ي  الكترومغناطيس) و گراويتون (انتقال دهنده ي گرانش) نيز مي شوند.اتم ها نيز مي توانند بوزون باشند. براي مثال هليم – 4 يك بوزون با اسپين گويا است.در كل تفاوت زيادي بين استاتيك فرميوني (اسپين نيمه صحيح) و بوزوني وجود ندارد مگر در مورد اجرام با چگالي بالا كه اين مورد نيز پيرو استاتيك ماكسول – بولتزمن مي باشد. بر همين مبنا هم بوزون ها و هم فرميون ها ذراتي كلاسيك شناخته مي شوند. ساز و کار نیروهای برهمکنش ضعیف هسته ای مدتهای مدید نظر پژوهشگران را بسوی خود جلب کرده بود. فرضیه ای مطرح شده است که مطابق آن این نیروها از تعادل نوع خاصی کوانتوم های میدان نیروی برهمکنش ضعیف هسته ای به نام بوزون ها ی میانی ناشی می شود.

بوزون هاي شاخص (Gauge Bosons):

ذرات بوزوني مي باشند كه حامل نيروهاي بنيادين طبيعت مي باشند. بوزون هاي شاخص خود 3 دسته اند: فوتون ها – بوزون W&Z (بوزون هايي كه بدون بار الكتريكي هستند را با Z نشان مي دهيم و آن دسته اي را نيروهاي ضعيف هسته اي دارند با W نشان مي دهيم) و گلوئن ها.

بوزون هاي W&Z:

جرم بوزون هاي Z در حدود 91.1876 (GeV/C2) و نوع W آن 80.403 (GeV/C2) مي باشد. هردوي آنها داراي اسپين 1 هستند و واكنش آنها از نوع ضعيف مي باشد. اين بوزون ها از خانواده ي بوزون هاي شاخص هستند.  برخلاف گلوئون ها ، بوزون های میانی مثل فوتون ها باید در حالت آزاد وجود داشته باشند. نظریه امکان وجود ، سه تا از این بوزون های میانی را پیش بینی می کند.چند تا از این ذرات (بوزون های میانی) سرانجام در سال 1982 کشف شدند.

گلوئن (Gluon):

ذراتي بدون جرم و خنثي از خانواده ي بوزون هاي شاخص هستند و داراي اسپين 1 هستند.

اين ذرات زيراتمي باعث پايدار بودن كوارك ها در هسته ي اتم (پروتون ها و نوترون ها) در كنار همديگر مي شوند. البته جرم اين ذرات از آنجاييكه بسيار كم است (MeV) از آن صرف نظر مي شود.

نوترينو (Neutrino):

اين ذرات از خانواده ي فرميون ها و گروه لپتون ها هستند و اسپين 0.5 دارند. نوترينوها اغلب تنها توسط نيروهاي ضعيف و گرانش واكنش انجام مي دهند. مدل استاندارد پيش بيني كرده كه نوترينوها بدون جرم باشند اما در آزمايشات جرم نوترينو را گرچه بسيار كوچك اما اندازه گيري كرده اند.نوترينوها اغلب به صورت ذرات منفرد ديده نمي شوند و در قالب الكترون نوترينو (2.2 eV) يا موئون نوترينو (170 KeV) و تاو نوترينو (15.5 MeV) ديده مي شوند.هرچند دانشمندان هنوز يكي بودن پاد نوترينو و نوترينو را تاييد نكرده اند اما آزمايشات به روشني اين مطلب را اثبات مي كنند. به همين دليل در مدل استاندارد پاد اين ذرات نيز تعريف شده است. (براي مثال الكترون آنتي نوترينو).

 

موئون (Muon):

اين ذرات نيز از خانواده ي فرميون ها و گروه لپتون ها هستند و داراي اسپين 0.5 مي باشند.

باز اين ذرات همانند الكترون است و جرمشان 105.6583 (MeV/C2) مي باشد.اعمال واكنش در اين ذرات به صورت نيروهاي گرانشي و الكترومغناطيسي و همچنين نيروهيا ضعيف هسته اي است. اين ذرات داراي پاد نيز مي باشند.عمر اين ذرات اغلب بيش از 2.2 ميكروثانيه نيست كه همين گونه نيز از ديگر لپتون ها و مزون ها عمر بيشتري دارند. موئون با جذب الكترون مي تواند اتم موئونيم (Muonium) را بسازد كه شعاع آن تقريبا برابر با هيدروژن است. به همين دليل تا به حال اين ذرات در اتم ديده نشده اند.

مزون (Meson):

مزون نوعي هادرون با اسپين صحيح مي باشد. مزون ها اصولا تركيبي هستند به صورتيكه در آنها كوارك و آنتي كوارك هم ديده مي شود!این ذرات نا پایدار هستند.مزون ها شامل 3 دسته ي اصلي منفي – مثبت و صفر مي باشند: مزون صفر سنگين (B0) – مزون مثبت يا پيون (Π+)  - مزون منفي يا كائون (K-) – مزون صفر سبك يا اتا (Cη) و مزون هاي مثبت سنگين يا رو (+ρ).

مو-مزون(: (M-Meson

جرم مو مزون تقریبا 8/1 جرم پروتون می باشد. مومزون ها فقط می توانند به صورت مثبت یا منفی باشند ، مومزون خنثی وجود ندارد. این ذرات به نوبه خود ضد ذره هم دارند مثلا ضد ذره مومزون منفی ، مومزون مثبت می باشد. بواسطه وجود تاثیرات متقابل عمومی یک مومزون ممکن است به یک الکترون و دو نوترنیو تجزیه شود. مومزون منفی دارای نیم عمر 2.3X10-6 ثانیه می باشد. بواسطه چنین تاثیر متقابل که بین سه ذره فوق ( الکترون ، مومزون و نوترینو) در حالت عادی وجود دارد آنها را لپتون (Lepton) نیز می نامند.

پی-مزون(P-Meson) :

جرم پی مزون تقریبا 7/1 جرم پروتون می باشد. پی مزون ها بصورت مثبت یا منفی یا خنثی وجود دارند.این ذرات نیز به نوبه خود ضد ذره هم دارند مثلا ضد ذره پی مزون مثبت ذره پی مزون منفی است. شبیه فوتون ، پی مزون خنثی با ضد ذره خود یکسان است.  پی مزون کوبورچه توسط دانشمند ژاپنی یوکاوا (Yukawa) در سال 1935 پیش بینی شده بود. ذرات هسته ای بطور مداوم ذرات پی مزون را مبادله می کنند. این تبادل شباهتی به ظهور نیروهای الکتریکی دارد که در اثر نشر و جذب دائم کوانتای تابش الکترومغناطیسی بوسیله یک بار الکتریکی حاصل می شود. پی مزون ها می توانند در برخورد پروتون هایی با انرژی چند صد میلیون الکترون ولت تولید شوند. در این حالت انرژی جنبشی ذرات هسته ای مستقما به جرم سکون پی مزون تبدیل می شود.

 

کا-مزون(K-Meson):

جرم کا مزون تقریبا 4/1 جرم پروتون می باشد. کامزون ها بصورت منفی ، مثبت و خنثی شناخته شده اند. این ذرات به نوبه خود ضد ذره هم دارند مثلا ضد ذره کامزون منفی ، کامزون مثبت می باشد.در صورتیکه ضد ذره کامزون خنثی خودش می باشد. بواسطه جرم بزرگ کامزون این ذرات با تنوع بیشتری تجزیه می شود. دوره تجزیه یک کامزون باردار 0.85X10-8 ثانیه می باشد.

 پيون (Pion):

نوعي از مزون ها هستند كه داراي بار واحد (هم مثبت و هم منفي) مي باشند. پيون ها زا آن جهت مهم هستند كه داراي اسپين صفر مي باشند و سبك ترين مزون ها هستند. جرم آنها Π0 = 134.976 (MeV/C2) و Π± = 139.570 (MeV/C2) مي باشد.

كوارك ها (Quarks):

دست کم شش نوع کوارک وجود دارد که هر کدام آنها حاصل عدد کوانتومی جدید یعنی طعم هادرونی است و به صورت زیر تقسیم بندی می شوند:

1)      كوارك هاي بالا (بار 3/2 و جرم 0.003) – Up (u)

2)      كوارك هاي پايين (بار 3/1- و جرم 0.006) –        Down (d)

3)      كوارك هاي ربايشي (بار 3/2 و جرم 1.3) – Charm (c)

4)      كوارك هاي غير ربايشي (بار 3/1- و جرم 0.1) – Strange (s)

5)      كوارك هاي زير (بار 3/2 و جرم 175) – Bottom (b)

6)      كوارك هاي فوق ( باز 3/1- و جرم 4.3) – Top (t)

فوتون(Photon):

فوتون ها جرم در حال سکونشان برابر صفر است و اسپینی برابر یک دارند.

 


.دايون (Dyon):

ذراتي فرضي كه هم بار الكتريكي دارند و هم بار مغناطيسي و اگر در شرايطي بار الكتريكي انها سفر باشد تك قطبي خواهند بود. به اين شرايط خاص شرايط كوانتيده شدن ديراك – اشوانزيگر – اشوينگر مي گويند.(توجه كنيد كه اين شرايط به تك قطبي هوفت – پولياكوف بر نمي گردد بلكه مخصوص تك قطبي ديراك است و لازمه ي آن تعريف هوموتوپي براي توپولوژي فضا و زمان ناپيوسته است). اكثر تئوري هاي وحدت (GUT) وجود چنين ذره اي را پيش بيني كرده اند.

گراويتون (Graviton):

ذراتي فرضي هستند كه داراي جرم و بار صفر و اسپين 2 مي باشند. اين ذرات بيشتر در تئوري هاي كوانتومي به عنوان نتيجه اي از نسبيت مطرح مي شود. به طوريكه QCD نيز از آنها نام مي برد. چنين ذراتي (بدون جرم) تا به حالا ديده نشده اند. بنابراين حرف زدن در مورد ويژگي هاي آنها بسيار سخت است. (مگر از طريق رياضي كه اين مقاله جايگاه آن نيست).


جهان جانوران

جهان جانوران


جانوران بسيار گوناگونند. توانايي آنها با سازگاري در محيط هاي مختلف سبب شده است كه اين موجودات در سراسر كره زمين در شرايط گوناگون محيطي به شكل هاي متفاوت زندگي كنند. دانشمندان عقيده دارند كه هنوز نيمي از انواع جانوران بر روي كره ي زمين شناخته نشده اند.
براي مطالعه گوناگوني جانوران در اين فصل از طبقه بندي ساده زير استفاده مي كنيم.


اسفنج ها:
اسفنج ها ساده ترين جانورانند اين جانوران كه اغلب دريازي هستند به صورت كلوني زندگي مي كنند       تا كنون حدود 5000 گونه آنها شناخته شده است اسكلت اسفنج ها از آهك، سيليس و يا نوعي پروتئين سخت تشكيل شده است . و بر اين اساس اسفنج ها به سه دسته آهكي، شيشه اي و شاخي        طبقه بندي مي شوند.
بدن يك اسفنج بالغ از سه لايه سلول مختلف تشكيل شده است اين جانوران به طريقه جوانه زدن و يا قطعه قطعه شدن زياد مي شوند اين جانوران توليد مثل جنسي نيز دارند و با تشكيل تخم زياد مي شوند.

كيسه تنان:
اين گروه از جانوران نسبت به اسفنجها پيشرفته ترند. زيرا چندين نوع سلول اختصاصي كه كارهايي مانند گوارش حركت، حس كردن را بر عهده دارند در ساختمان آنها ديده مي شود.
نام علمي شاخه كيسه تنان كنيدارپا است كه از كلمه كنيدوست گرفته شده است.
كنيدوست سلولهاي زهرآگيني است كه بر روي بازوهاي اطراف دهان جانور وجود دارد


كيسه تنان به دو شكل اصلي پوليپ(ثابت) و مدوز(متحرك و شناور) ديده مي شوند اين جانوران هم به طريقه جنسي(توليد تخم) و هم به طريقه غير جنسي(جوانه زدن) زياد مي شوند.

 

 


كرم ها:
كرم ها گروه بزرگي از جانوران را تشكيل مي دهند و اقسام بسيار زيادي دارند. برخي زندگي انگلي وبرخي زندگي آزاد دارند. آنها را مي توان در محيط هاي گوناگون، آب هاي شور، شيرين، خاك و حتي بدن گياهان و جانوران يافت. كرم ها را بر اساس ساختمان بدن به سه شاخه:

 1) كم هاي پهن                      2) كرم هاي لوله اي                  3) كمر هاي حلقوي

تقسيم بندي مي كنند.


كرم هاي پهن:
تا به حال 13 هزار گونه كرم پهن شناخته شده است همه آنها داراي ويژگي هاي زير هستند.
1) بدن اين جانداران داراي سه لايه جنيني است
2) تقارن آنها دو جانبي يا دو طرفي است
3) بدن حفره عمومي ندارد. و فضاي بين بافتهاي آنها را نوعي بافت پيوندي پر مي كند.

P3

 

كرم هاي لوله اي
در اين كرم ها نيز تقارن دو جانبي است حدود 15 هزار نوع آنها شناخته شده است كه در محيط هاي گوناگون به شكل آزاد يا انگلي زندگي مي كنند. بدن اين جانداران بدون قطعه و لوله مانند است سطح بدن آنان را پوشش يا كوتيكول محكمي مي پوشاند و حفره عمومي آنها (سلوم) كاذب است جنس نر و جنس ماده آنها از هم جداست و به طريق جنسي زياد مي شوند.


كرم هاي حلقوي
كرم هاي حلقوي يا (آنليدها) حدود9000 گونه اند. گونه هايي ساكن آب هاي شيرين و گونه هايي دريازي و برخي در محيط خشكي زندگي مي كنند . بدن اين جانداران نرم و ماهيچه اي و حلقه حلقه است بدن آنها تقارن دو جانبي وداراي حفره عمومي است. ديواره بدن اين جانداران داراي ماهيچه هاي طولي و حلقوي است كه موجب حركت جاندار مي شوند دستگاه عصبي اين جانوارن كامل تر شده است و شامل يك طناب عصبي شكل است. اين جانوران گردش خون پيوسته دارند و توليد مثل آنها جنسي است.


نرم تنان
حدود 60 هزار گونه از نرم تنان شناخته شده است. از نظر علمي آنان را به 5 رده تقسيم بندي مي كنند.

آمفي نورا:

اغلب دريازي اند در اين جانداران سر تحليل رفته و فاقد چشم، و بازو هستند و حدود 700 گونه آنها شناخته شده است.


ناوپايان:

حدود 200 گونه آنها شناخته شده است دريازي هستند صدف آنها لوله اي شكل است كه از هر دو طرف باز است .


شكم پايان:

وجود پاي بزرگ و مسطح زير بدن ، عدم تقارن در حالت بلوغ ، داشتن صدف پيچ خورده يك تكه از ويژگي هاي اين گروه است در دهان شكم پايان زبان سوهان مانندي وجود دارد كه براي تراشيدن مواد غذايي كاربرد دارد.


دو كفه اي ها:
در اين جانوران صدف دو قطعه اي است كه با رباط و دندانه به هم اتصال يافته اند. تقارن اين جانوران دو جانبي و پاهايي تبر مانند دارند در اين جانوران آبشش ها پيشرفتگي بيشتري يافته اند و به اندام هاي   تغذيه كننده تبديل مي شوند.

 

سر پايان:
در اين جانوارن پاها در اطراف دهان قرار دارد. دستگاه عصبي اين جانوران بسيار توسعه يافته و اسكلت خارجي آنها تحليل رفته است اما اسكلت داخلي غضروفي دارند. در آب هاي شور و يا شيرين زندگي       مي كنند. فضاي جبه آنها زياد است و جاندار مي تواند با فشار آب را به بيرون براند و به سرعت حركت كند.


شاخه بند پايان
بندپايان داراي اسكلت خارجي و سخت هستند . بدن و اندام هاي حركتي آنها بند بند است . به دليل سازگاري آنان در محيط هاي مختلف موجب تنوع آن شده است به طوري كه حشرات فراوان ترين بي مهره ها هستند تاكنون حدود يك ميليون گونه بندپا شناخته شده است بند پايان به تنهايي از گوناگوني همه جانوران و گياهان بيشتر اند.

بند پايان به دو زير شاخه كليسرداران و آرواره داران تقسيم بندي مي شوند.


كليسرداران
بدن كليسرداران داراي سر سينه اي بدون بند، شكم بند بند است و به سر سينه 6 جفت زايده متصل است. نخستين جفت كليسرها، دومين جفت پدي پالپ ها و چهار جفت آخر پاهاي حركتي اين جانوراند. اين جانوران آرواره يا شاخك ندارند.
رده عنكبوتيان؛ در اين گروه قرار دارند اين جانوران معمولاً گوشت خوار و شكارچي اند . چشم هاي آنها ساده و شش هاي كتابي دارند. (عنكبوت، كنه، عقرب، رتيل)


آرواره داران
بدن اين جانوران داراي سرسينه و شكم يا سر ، سينه و شكم و يا سر و تنه است.
در سر يك يا دو جفت شاخك، يك جفت آرواره(مانديبول) وجود دارد. سخت پوستان ، صدپايان، هزارپايان و حشرات در اين زير شاخه قرار دارند.
سخت پوستان:

اين جانوران هم در خشكي و هم در آب هاي شيرين و شور ديده مي شوند معمولاً چشم مركب دارند و از طريق آبشش تنفس مي كنند (خرچنگ پهن ، خر خاكي)
هزار پايان:

تعداد انواع آنها نسبت به ساير بند پايان كمتر است اين جانوران علف خوار يا مردار خوارند حدود 10 هزار گونه آنها شناخته شده اند (هزار پاي گوشت خوار، هزار پاي علف خوار)


حشرات:
اين جانوران هم در خشكي و هم در آب قابل مشاهده اند. بدن شامل سر، سينه و شكم است .
معمولاً داراي سه جفت پا و دو جفت بال هستند كه به سينه متصل است. چشم ها ساده و مركب است. علت اينكه سازگاري مناسبي دارند اين است كه از غذاهاي متنوع استفاده مي كنند و سرعت زياد توليد مثل دارند. (مگس، سنجاقك، ملخ)


شاخه خارپوستان
اين جانوران در آب هاي گرم زندگي مي كنند و شباهتي به ساير گروه هاي جانوري ندارند در درون بدن آنها دستگاه گردش آب وجود دارد كه وظيفه انتقال مواد و يا دفع مواد و حتي حركت جاندار را بر عهده دارد.


مهره داران
بدن اين جانداران داراي سر ، تنه و دم است. داراي اسكلت داخلي و مغز درون جمجمه قرار دارد دستگاه گردش خون بسته دارند و خون داراي گلبول هاي سفيد و هموگلوبين در گلبول هاي قرمز است.

 


ماهي ها:
ماهي ها از لحاظ شكل و رنگ و اندازه و نوع غذاي مصرفي و نوع رفتارها، با يكديگر متفاوتند. در رده بندي ماهي ها را به سه رده زير تقسيم بندي مي كنند.


ماهي بدون آرواره:
اين ماهي ها كه دهان گرد هم ناميده مي شوند ساكن آبهاي شيرين يا درياها هستند اسكلت آنها غضروفي است دهان بادكش مانند دارند باله هاي زوج ندارند و قلب آنها دو حفره اي است .

ماهي غضروفي:
حدود 200 گونه اين نوع ماهي ها شناخته شده است. كوسه ماهي ، ماهي خاويار، اره ماهي و سفره ماهي در اين رده قرار دارند. در پوست آنها دندانه مشاهده مي شود و قلب دو حفره اي دارند.

ماهي استخواني:

حدود 25 هزار گونه آنها شناخته شده است. در پوست آنها پولك هاي جلويي(فلس) وجود دارد و داراي شانه شنا هستند.


رده دوزيستان:
دوزيستان جانوراني هستند كه هم در آب و هم در خشكي ساكنند. حدود 3000 گونه ي آنها شناخته شده است. پوست بدن آنها بدون پولك و تنفس از طريق، آبشش، شش، پوست و حفره دهاني صورت مي گيرد. قلب آنها سه حفره اي است. سمندرها، وزغ ها، قورباقه ها در آب تخم گذاري مي كنند و مراحل اوليه رشد نوزاد آنها در آب طي مي شود.

 

رده خزندگان
لاك پشتها، سوسمارها، مارها و تمساح ها خزندگاني هستند كه ساكن خشكي و يا به طور ثانويه در آب زندگي مي كنند. اين جانوران در پوست خود پولك هاي بشره اي دارند و باشش تنفس مي كنند، قلب آنها چهار حفره اي است. تخم گذار و تخم آنها داراي پوسته است دايناسورها قديمي ترين خزندگان هستند كه حدود 65 ميليون سال پيش بر روي زمين زندگي مي كرده اند.

رده پرندگان
پوست آنها داراي پر و منقار آنها شاخي است. در اين جانوران دست ها تبديل به بال شده است . قلب آنها چهار حفره اي است دماي بدن آنها ثابت است(خون گرم) حدود 10 هزار گونه آنها شناخته شده است. پرها كه سبك و مقاومند هم بدن را گرم نگه مي دارند و هم به پرواز آنها كمك مي كند. پرندگان از لحاظ شكل بدن ، پاها، منقار ... فرق هاي زيادي با هم دارند.

رده پستانداران
پستانداران در همه جاي زمين زندگي مي كنند .

ويژگي هاي مشترك آنها عبارتنداز:
1) پوست آنها مو دارد.
2) قلب چهار حفره اي دارند.
3) گلبول هاي قرمز خون هسته ندارند.
4) حفره عمومي توسط ديافراگم به دو بخش تقسيم شده است
5) دما بدن ثابت دارند.
6) لقاح داخلي دارند و مراحل رشد جنين در درون رحم صورت مي گيرد و نوزاد از غدد پستاني شير         مي خورد. حدود 5000 گونه پستاندار شناخته شده است. قدرت يادگيري پستانداران نسبت به ساير      مهره داران زياد تر است.

اجبار کودکان چپ دست به راست دستي، موجب لکنت آنان مي شود

اجبار کودکان چپ دست به راست دستي، موجب لکنت آنان مي شود 

يک فوق تخصص روانپزشکي کودک و نوجوان گفت: کودکان چپ دست را به استفاده از دست راست وادار نکنيد، چون هم باعث بدخطي او در آينده مي شود و هم ممکن است دچار لکنت زبان شود.
ميترا حکيم شوشتري در گفت وگو با فارس در خصوص چپ دستي کودکان اظهار داشت: کودکان تا 8 سالگي، در استفاده از دست ها وضعيت ثابتي ندارند، در 4 تا 5 ماهگي از هر دو دست و بيشتر دست چپ استفاده مي کنند. وي افزود: در 6 ماهگي هر دو دست را به کار مي گيرند و در 7 ماهگي از يک دست و به طور معمول دست راست و در 8 ماهگي از هر دو دست استفاده مي کنند. آنها در 9 ماهگي يک دست و به طور معمول دست چپ و در 10 تا 11 ماهگي نيز يک دست و بيشتر دست راست را به کار مي گيرند. اين فوق تخصص روانپزشکي کودک و نوجوان، اضافه کرد: در يکسالگي ميان بکارگيري دست چپ يا راست سرگردان است و در 13 تا 14 ماهگي از دست راست استفاده مي کنند، همچنين کودک در 20 ماهگي باز بين دست چپ يا راست سرگردان مي مانند. وي خاطرنشان کرد: کودکان در 2 سالگي دست راست را به کار مي گيرند و در 2.5 تا 3.5 سالگي بين بکارگيري دست چپ و راست سرگردان مي شوند. کودکان در 4 تا 6 سالگي از دست راست استفاده مي کنند و مرحله آخر سرگرداني آنان در 7 سالگي است. همچنين از 8 سالگي به بعد فقط از يک دست استفاده مي کنند. حکيم شوشتري تصريح کرد: مطالعات نشان مي دهد از هر 20 کودک، 19 نفر دست راست و يک نفر دست چپ را به کار مي گيرد. با اين توضيحات، مشخص مي شود که کودک تا 7 سالگي در حالت سرگرداني ميان دست چپ و راست است و تا آن زمان نمي توان راجع به راست دستي يا چپ دستي او اظهار نظر کرد. وي در خصوص علت چپ دستي و چگونگي برخورد با آن نيز گفت: بر اساس بررسي ها اگر پدر و مادر هر دو چپ دست باشند دست کم نيمي از فرزندان آن ها چپ دست خواهند شد. همچنين مهمترين نکته اين است که باور کنيد فرزندتان مشکلي ندارد و چپ دستي او عيب نيست. اگر اين مطلب را باور داشته باشيد، برخورد مناسبي خواهيد داشت. اين فوق تخصص روانپزشکي کودک و نوجوان، تاکيد کرد: بهترين برخورد با فرزند چپ دست اين است که او را به استفاده از همان دست چپ تشويق کنيد، با برخورد درست به او اطمينان دهيد که هيچ فرقي بين چپ دستي و راست دستي وجود ندارد. وي اضافه کرد: حتي براي بالا بردن اعتماد به نفس فرزندتان مي توانيد به او بگوييد که امتياز او بر راست دستان اين است که مي تواند از هر دو دستش استفاده کند، اما راست دستان فقط از دست راست استفاده مي کنند، زيرا وسايل و تجهيزات، مناست راست دستان ساخته شده اند و برخلاف چپ دستان که مجبورند گاهي از دست راست هم استفاده کنند از دست چپشان استفاده نمي کنند. حکيم شوشتري ادامه داد: بکوشيد فرزندتان را در چپ دستي ورزيده سازيد، والدين بايد طرز گرفتن مداد و کاغذ به شيوه چپ دستان را به او بياموزند، کودکي که در سال هاي اول تحصيل است اگر آموزش هاي لازم را ببيند، به راحتي مي توان در انجام تکاليف و تحصيلات موفق باشد. وي بيان داشت: چپ دستان در ابتداي تحصيل به طور معمول حرف ها و واژگان را درشت تر مي نويسند و در انجام تکاليف کندترند که به کمک والدين به تدريج ريزتر و سريع تر مي نويسند. حکيم شوشتري گفت: يکي از مشکلات مهم چپ دستان در مدرسه، محل نشستن آن ها روي نيمکت است. والدين اين بچه ها حتما با معلمان آنها گفت وگو کنند تا کودک را در جاي مناسبي بنشاند. کودک چپ دست بايد در انتحاي چپ نيمکت بنشيند تا هنگام نوشتن يا نقاشي کردن در فضاي مناسبي قرار گيرد و حرکت آرنج او مزاحم هم نيمکتي راست دستش نشود. وي ادامه داد: مشکل ديگر اين کودکان قلم ني براي تمرين خط درشت است که مخصوص راست دستان قطع خورده و والدين يا معلم بايد آن را در جهت عکس قطع بزنند. وي به والديني که مي کوشند که کودکان چپ دست خود را به استفاده از دست راست وادار کنند گفت: اين رفتار شما به طور قطع صحيح نيست. يادتان باشد که چپ دستي فرزندتان نقص نيست و هيچ گونه اثري بر سرنوشت او نخواهد داشت. جالب است بدانيد که لئوناردو داوينچي، نقاش بزرگ ايتاليايي چپ دست بوده و چپ دستي وي هرگز مانع رشد او نشده است. اين فوق تخصص روانپزشکي کودک و نوجوان، تصريح کرد: چپ دستي فرزندتان از نظر شما مشکل بزرگي است، چون خودتان نمي توانيد با دست چپ کارهايتان را انجام دهيد. در حالي که چپ دستي براي او درست مانند راست دستي براي راست دستان است و کارهايش را به همان راحتي راست دستان انجام مي دهد. وي به والدين اين کودکان هشدار داد: جدا توصيه مي کنم کودکان چپ دست را به استفاده از دست راست وادار نکنيد، چون هم باعث بدخطي او در آينده مي شود و هم ممکن است دچار لکنت زبان شود، زيرا آن قسمت از مغز که استفاده از دست ها را کنترل مي کند، قدرت سخن گفتن را نيز در کنترل دارد. حکيم شوشتري افزود: وقتي کودک چپ دست، به اجبار از دست راست استفاده کند مرکز کنترل سخن گفتن در مغزش نيز جابه جا مي شود و چون براي مغز جوان چنين کاري مشکل است احتمال دارد دچار لکنت زبان شود.  وي گفت: افزون بر اين بسياري از کارشناسان عقيده دارند که واداشتن کودک چپ دست به راست دستي، ممکن است او را در آينده به نارسايي  هاي مربوط به بينايي و خواندن يا مشکلات عاطفي دچار سازد.

7 ماده مغذي براي مقابله با خستگي  

7 ماده مغذي براي مقابله با خستگي  

دانش‌وسلامت- اگر بعد از يک پياده‌روي ساده و انجام کارهاي روزمره احساس خستگي زيادي مي‌کنيد و يا بدون داشتن چرت بعد از ظهر نمي‌توانيد روز را به آخر برسانيد اين امکان وجود دارد که از مشکل خستگي رنج مي‌بريد. دلايل زيادي براي احساس خستگي وجود دارد: استرس، دارو‌ها، فشارهاي کاري، اختلالات خواب يا بيماري. اگر تصور مي‌کنيد که اين احساس خستگي دائمي، مزمن و بيش از حد است به پزشک مراجعه کنيد. اما در بيشتر موارد اين خستگي مربوط به تغذيه نامناسب است. بيشتر عادت‌هاي غذايي رايج انرژي افراد را از بين مي‌برند اما خوشبختانه به راحتي مي‌توان اين مشکلات را رفع و سرزندگي و نشاط را بازيافت.
1) پروتئين: اگر شما براي ناهار يک سالاد سبزيجات ساده مي‌خوريد و بعد از ظهر نياز شديدي به خواب احساس مي‌کنيد احتمال مي‌رود که کمبود پروتئين داريد. نتايج پژوهش‌ها نشان مي‌دهد افرادي که براي ناهار پروتئين کافي دريافت نمي‌کنند بيشتر از افرادي که بطور مرتب پروتئين دريافت مي‌کنند احساس افسردگي، استرس و خستگي مي‌کنند و از نظر فيزيکي به اصطلاح «روي فرم» نيستند.
2) آهن: کمبود آهن مهم‌ترين دليل کم خوني محسوب مي‌شود که يکي از عوامل خستگي است. ضعف عمومي، احساس خستگي، رنگ پريدگي و داشتن ناخن‌هاي شکننده از واضح‌ترين علائم کم‌خوني بشمار مي‌رود. اگر احساس کم خوني مي‌کنيد به پزشک مراجعه کنيد. اما در بيشتر مواقع کم خوني به دليل از دست رفتن خون بدن بوجود مي‌آيد که با تغذيه خوب رفع مي‌شود.
3)کربوهيدرات‌هاي پيچيده: گلوسيد‌ها اصلي‌ترين منبع تأمين انرژي بدن محسوب مي‌شوند. اما در حالت عادي ما بيشتر گلوسيدهاي ساده مصرف مي‌کنيم نه گلوسيدهاي پيچيده. در صورتي‌که براي بالا بردن انرژي بدن بايد بيشتر گلوسيدهاي پيچيده مثل نان سبوس‌دار بجاي نان سفيد مصرف شود زيرا اين مواد مغذي باعث توليد انرژي مرتب و طولاني مدتي مي‌شوند.
4)ويتامينC: در قرن هفدهم ميلادي زماني‌که دريانوردان به بيماري اسکوربوت (نوعي بيماري ناشي از کمبود ويتامينC) مبتلا مي‌شدند آبليموترش مي‌نوشيدند و بي‌حالي آن‌ها از بين مي‌رفت. پژوهش‌هاي جديد نيز نشان داده است که کمبود ويتامين C باعث خستگي مي‌شود. اين ويتامين براي سلامت غدد فوق کليوي لازم است. اين غدد از احساس خستگي ناشي از استرس پيشگيري مي‌کنند.
5) منيزيم: ملوان زبل حق داشت که اسفناج بخورد. منيزيم يکي از ترکيبات اسفناج است براي ترشح آدنوزين تري فسفات لازم است. اين ماده وظيفه تبديل مواد غذايي به انرژي را بر عهده دارد. زماني که بدن با کمبود منيزيم مواجه باشد احساس ضعف و خستگي مي‌کند.
6) بتاکاروتن: زماني‌که بشقاب‌هايتان رنگارنگ باشد انرژي بيشتري احساس خواهيد کرد. هويج، سيب زميني شيرين و اسفناج رنگ‌هاي زيباي خود را مديون بتاکاروتن هستند و اين ماده مغذي سيستم ايمني ضعيف و افسرده را تحريک و خستگي مزمن را رفع مي‌کند.
7)پتاسيم: اگر بدن با کمبود پتاسيم مواجه باشد احتمال احساس ضعف عضلاني و خستگي مفرط بالا مي‌رود. پتاسيم به انتقال مواد مغذي به سلول‌ها کمک مي‌کند، ضربان قلب و انقباض عضلات را تنظيم کرده و سلامت سيستم عصبي را بالا مي‌برد. توجه داشته باشيد که پتاسيم دفع کلسيم را کاهش مي‌دهد.

فیزیک کوانتوم در هفت گام

فیزیک کوانتوم در هفت گام

فیزیک کوانتوم در هفت گام


 


نیلز بور (1962-1885)، از بنیانگذاران فیزیک کوانتوم، در مورد چیزی که بنیان گذارده است، جمله ای دارد به این مضمون که اگر کسی بگوید فیزیک کوانتوم را فهمیده، پس چیزی نفهمیده است. من هم در اینجا می خواهم چیزی را برایتان توضیح دهم که قرار است نفهمید! 


گام اول: تقسیم ماده 


بیایید از یک رشته‌ی دراز ماکارونی پخته شروع کنیم. اگر این رشته‌ی ماکارونی را نصف کنیم، بعد نصف آن را هم نصف کنیم، بعد نصفِ نصف آن را هم نصف کنیم و... شاید آخر سر به چیزی برسیم ــ البته اگر چیزی بماند! ــ که به آن مولکولِ ماکارونی می‌توان گفت؛ یعنی کوچکترین جزئی که هنوز ماکارونی است. حال اگر تقسیم کردن را باز هم ادامه بدهیم، حاصل کار خواص ماکارونی را نخواهد داشت، بلکه ممکن است در اثر ادامه‌ی تقسیم، به مولکول‌های کربن یا هیدروژن یا... بربخوریم. این وسط، چیزی که به درد ما می خورد ــ یعنی به دردِ نفهمیدنِ کوانتوم! ــ این است که دست آخر، به اجزای گسسته ای به نام مولکول یا اتم می رسیم. 


این پرسش از ساختار ماده که «آجرک ساختمانی ماده چیست؟»، پرسشی قدیمی و البته بنیادی است. ما به آن، به کمک فیزیک کلاسیک، چنین پاسخ گفته ایم: ساختار ماده، ذره ای و گسسته است؛ این یعنی نظریه‌ی مولکولی. 


گام دوم: تقسیم انرژی 


بیایید ایده‌ی تقیسم کردن را در مورد چیزهای عجیب تری به کار ببریم، یا فکر کنیم که می توان به کار برد یا نه. مثلاً در مورد صدا. البته منظورم این نیست که داخل یک قوطی جیغ بکشیم و در آن را ببندیم و سعی کنیم جیغ خود را نصف ـ نصف بیرون بدهیم. صوت یک موج مکانیکی است که می تواند در جامدات، مایعات و گازها منتشر شود. چشمه های صوت معمولاً سیستم های مرتعش هستند. ساده ترین این سیستم ها، تار مرتعش است ــ که در حنجره‌ی انسان هم از آن استفاده شده است. به‌راحتی(!) و بر اساس مکانیک کلاسیک می توان نشان داد که بسیاری از کمّیت های مربوط به یک تار کشیده‌ی مرتعش، از جمله فرکانس، انرژی، توان و... گسسته (کوانتیده) هستند. گسسته بودن در مکانیک موجی پدیده ای آشنا و طبیعی است (برای مطالعه‌ی بیشتر می توانید به فصل‌های 19 و 20 «فیزیک هالیدی» مراجعه کنید). امواج صوتی هم مثال دیگری از کمّیت های گسسته (کوانتیده) در فیزیک کلاسیک هستند. مفهوم موج در مکانیک کوانتومی و فیزیک مدرن جایگاه بسیار ویژه و مهمی دارد که جلوتر به آن می رسیم و یکی از مفاهیم کلیدی در مکانیک کوانتوم است. 


پس گسسته بودن یک مفهوم کوانتومی نیست. این تصور که فیزیک کوانتومی مساوی است با گسسته شدن کمّیت های فیزیکی، همه‌ی مفهوم کوانتوم را در بر ندارد؛ کمّیت های گسسته در فیزیک کلاسیک هم وجود دارند. بنابراین، هنوز با ایده‌ی تقسیم کردن و سعی برای تقسیم کردن چیزها می‌توانیم لذت ببریم! 


گام سوم: مولکول نور 


خوب! تا اینجا داشتم سعی می کردم توضیح دهم که مکانیک کوانتومی چه چیزی نیست. حالا می رسیم به شروع ماجرا: 


فرض کنید به جای رشته‌ی ماکارونی، بخواهیم یک باریکه‌ی نور را به طور مداوم تقسیم کنیم. آیا فکر می کنید که دست آخر به چیزی مثل «مولکول نور» (یا آنچه امروز فوتون می‌نامیم) برسیم؟ چشمه های نور معمولاً از جنس ماده هستند. یعنی تقریباً همه‌ی نورهایی که دور و بر ما هستند از ماده تابش می‌کنند. ماده هم که ساختار ذره ای ـ اتمی دارد. بنابراین، باید ببینیم اتم ها چگونه تابش می کنند یا می توانند تابش کنند؟ 


گام چهارم: تابش الکترون 


در سال 1911، رادرفورد (947-1871) نشان داد که اتم ها، مثل میوه‌ها، دارای هسته‌ی مرکزی هستند. هسته بار مثبت دارد و الکترون‌ها به دور هسته می چرخند. اما الکترون های در حال چرخش، شتاب دارند و بر مبنای اصول الکترومغناطیس، «ذره‌ی بادارِ شتابدار باید تابش کند» و در نتیجه انرژی از دست بدهد و در یک مدار مارپیچی به سمت هسته سقوط کند. این سرنوشتی بود که مکانیک کلاسیک برای تمام الکترون ها/c1/پیش‌بینی و توصیه(!) 


 


طیف تابشی اتم‌ها، بر خلاف فرضیات فیزیک کلاسیک گسسته است. به عبارت دیگر، نوارهایی روشن و تاریک در طیف تابشی دیده می‌شوند.


در این تصویر، طیف تابشی کربن را می‌بینید. 


می کرد و اگر الکترون ها به این توصیه عمل می کردند، همه‌ی‌ مواد ــ از جمله ما انسان‌ها ــ باید از خود اشعه تابش می کردند (و همان‌طور که می‌دانید اشعه برای سلامتی بسیار خطرناک است)! ولی می‌بینیم از تابشی که باید با حرکت مارپیچی الکترون به دور هسته حاصل شود اثری نیست و طیف نوری تابش‌شده از اتم ها به جای اینکه در اثر حرکت مارپیچی و سقوط الکترون پیوسته باشد، یک طیف خطی گسسته است؛ مثل برچسب های رمزینه‌ای (barcode) که روی اجناس فروشگاه ها می زنند. یعنی یک اتم خاص، نه تنها در اثر تابش فرو نمی‌ریزد، بلکه نوری هم که از خود تابش می‌کند، رنگ ها ــ یا فرکانس های ــ گسسته و معینی دارد. گسسته بودن طیف تابشی اتم ها از جمله علامت سؤال های ناجور در مقابل فیزیک کلاسیک و فیزیکدانان دهه‌‌ی 1890 بود. 


گام پنجم: فاجعه‌ی فرابنفش 


برگردیم سر تقسیم کردن نور. 


ماکسول (1879-1831) نور را به صورت یک موج الکترومغناطیس در نظر گرفته بود. از این رو، همه فکر می کردند نور یک پدیده‌ی موجی است و ایده‌ی «مولکولِ نور»، در اواخر قرن نوزدهم، یک لطیفه‌ی اینترنتی یا SMS کاملاً بامزه و خلاقانه محسوب می شد. به هر حال، دست سرنوشت یک علامت سؤال ناجور هم برای ماهیت موجی نور در آستین داشت که به «فاجعه‌ی فرابنفش» مشهور شد: 


یک محفظه‌ی بسته و تخلیه‌شده را که روزنه‌ی کوچکی در دیواره‌ی آن وجود دارد، در کوره ای با دمای یکنواخت قرار دهید و آن‌قدر صبر کنید تا آنکه تمام اجزا به دمای یکسان (تعادل گرمایی) برسند. 


 


در دمای به اندازه‌ی کافی بالا، نور مرئی از روزنه‌ی محفظه خارج می‌شود ــ مثل سرخ و سفید شدن آهن گداخته در آتش آهنگری.


 


نمودار انرژی تابشی در واحد حجم محفظه، برحسب رابطه رایلی- جینز در فیزیک کلاسیک و رابطه پیشنهادی پلانک


در تعادل گرمایی، این محفظه دارای انرژی تابشی‌ای است که آن را در تعادل تابشی ـ گرمایی با دیواره ها نگه می‌دارد. به چنین محفظه‌ای «جسم سیاه» می‌گوییم. یعنی اگر روزنه به اندازه‌ی کافی کوچک باشد و پرتو نوری وارد محفظه شود، گیر می‌افتد و نمی‌تواند بیرون بیاید. 


فرض کنید میزان انرژی تابشی در واحد حجمِ محفظه (یا چگالی انرژی تابشی) در هر لحظه U باشد. سؤال: چه کسری از این انرژی تابشی که به شکل امواج نوری است، طول موجی بین 546 (طول موج نور زرد) تا 578 نانومتر (طول موج نور سبز) دارند. جوابِ فیزیک کلاسیک به این سؤال برای بعضی از طول موج‌ها بسیار بزرگ است! یعنی در یک محفظه‌ی روزنه دار که حتماً انرژی محدودی وجود دارد، مقدار انرژی در برخی طول موج‌ها به سمت بی نهایت می‌رود. این حالت برای طول موج‌های فرابنفش شدیدتر هم می‌شود. (نمودار شکل 4 را ببینید.) 


گام ششم: رفتار موجی ـ ذره‌ای 


در سال 1901 ماکس پلانک (Max Planck: 1947-1858) اولین گام را به سوی مولکول نور برداشت و با استفاده از ایده‌ی تقسیم نور، جواب جانانه‌ای به این سؤال داد. او فرض کرد که انرژی تابشی در هر بسامدِ ? ــ بخوانید نُو ــ به صورت مضرب صحیحی از ?h است که در آن h یک ثابت طبیعی ــ معروف به «ثابت پلانک» ــ است. یعنی فرض کرد که انرژی تابشی در بسامد ? از «بسته های کوچکی با انرژی ?h» تشکیل شده است. یعنی اینکه انرژی نورانی، «گسسته» و «بسته ـ بسته» است. البته گسسته بودن انرژی به‌تنهایی در فیزیک کلاسیک حرفِ ناجوری نبود‌ (همان‌طور که قبل‌تر در مورد امواج صوتی دیدیم)، بلکه آنچه گیج‌کننده بود و آشفتگی را بیشتر می‌کرد، ماهیتِ «موجی ـ ذره‌ای» نور بود. این تصور که چیزی ــ مثلاً همین نور ــ هم بتواند رفتاری مثل رفتار «موج» داشته باشد و هم رفتاری مثل «ذره»، به طرز تفکر جدیدی در علم محتاج بود. 


 


ماکس پلانک، از بنیانگذاران فیزیک کوانتوم


ذره چیست؟ ذره عبارت است از جرم (یا انرژی) متمرکز با مکان و سرعتِ معلوم. موج چیست؟ موج یعنی انرژی گسترده‌شده با بسامد و طول موج. ذرات مختلف می‌توانند با هم برخورد کنند، اما امواج با هم برخورد نمی‌کنند، بلکه تداخل می‌کنند (شکل 6). نور قرار است هم موج باشد هم ذره! یعنی دو چیز کاملاً متفاوت. 

حقایق فیزیک کوانتوم

حقایق فیزیک کوانتوم

خورشید بسیار پرحرارت است زیرا وزن چند میلیارد میلیارد میلیارد تنی آن گرانش عظیمی به وجود می آورد كه در نتیجه هسته ستاره را تحت فشاری غیرقابل تصور گذاشته و در نتیجه فشار بالاحرارت فوق العاده تولید می كند. در صورتی كه به جای گاز هیدروژن از میلیاردها میلیارد میلیارد تن موز استفاده می شد نیز همان میزان فشار و در نتیجه همان مقدار حرارت در خورشید به وجود می آمد. با این حال با افزایش حرارت، اتم ها با بخش های مختلف ساختار ستاره یی برخورد كرده و انرژی اتمی را به وجود می آورند كه در اینجا تفاوت میان حضور هیدروژن و موز در ساختار خورشید آشكار خواهد شد

در اتم ها، 9999999999999/99 درصد فضا، خالی است و به همین دلیل در صورتی كه تمامی اتم ها را به گونه یی به هم بفشاریم كه فضای خالی میان آنها از بین برود، یك قاشق چایخوری یا حجمی برابر یك حبه قند از این ماده حدود پنج میلیارد تن وزن خواهد داشت: وزنی 10 برابر مجموع وزن تمامی انسان هایی كه در حال حاضر در جهان حضور دارند. این در واقع همان پدیده یی است كه در ستاره های نوترونی رخ می دهد و وزن آنها را تا حد غیرقابل باوری افزایش می دهد.


 

آینده می تواند گذشته را تغییر دهد


شگفتی جهان كوانتوم به اثبات رسیده است. آزمایش دو جداره كه نور را در دو حالت موج و ذره به اثبات می رساند به اندازه كافی عجیب و غیرقابل تصور است به خصوص زمانی كه اعلام شود مشاهده نور می تواند آن را از موج به ذره یا برعكس تبدیل كند. اما پدیده های عجیب تر این جهان پس از آزمایش «جان ویلر» فیزیكدان در سال 1978 خود را نمایان كرد. آزمایش وی نشان داد مشاهده یك ذره در زمان حاضر می تواند سرنوشت ذره مشابه دیگری در گذشته را متحول سازد. طبق آزمایش دو جداره در صورتی كه هر یك از پرتوهای نوری خارج شده از یكی از شكاف های صفحه آزمایش را مشاهده كنید، در واقع پرتو را مجبور كرده اید خصوصیات ذره یی به خود بگیرد و اگر به هدف برخورد پرتو چشم بدوزید خصوصیت موج گونه به پرتو نور بخشیده اید. اما در صورتی كه پس از عبور پرتو نور از شكاف به مسیری كه از آن ناشی شده است، چشم بدوزید آنگاه است كه پرتو نور می تواند در هر دوحالت شكل بگیرد. به بیانی دیگر زمان حال بر گذشته پرتو نوری تاثیر گذاشته است. این آزمایش در آزمایشگاه تنها چند صد هزارم ثانیه به طول می انجامد، اما در مشاهده نورهای ناشی از ستاره های دوردست نیز صدق می كند. در واقع مشاهده اكنون ستاره های دوردست می تواند گذشته چند هزار یا میلیون ساله آنها را تغییر دهد.

تقریباً همه جهان گم شده است


می توان به جرات گفت حدود 100 میلیارد كهكشان در جهان هستی وجود دارد كه هر یك از آنها از 10 میلیون تا 10 تریلیون ستاره را در خود گنجانده اند. خورشید زمین در مقایسه با این ستاره ها یكی از كوچك ترین و ضعیف ترین ستاره ها به شمار می رود و حتی می توان نام كوتوله زردرنگ را روی آن گذاشت. در واقع در جهان هستی مقادیر ترسناك و عظیمی از ماده مرئی وجود دارد كه انسان تنها قادر به مشاهده دو درصد از آن است. وجود این مقدار ماده به دلیل نیروی گرانش آنها پیش بینی می شود و ماده تاریك نیز كه مقدار آن شش برابر جرم ماده مرئی تخمین زده می شود بخش نامرئی جهان را تشكیل داده است. به گزارش مهر به نقل از منابع علمی جهان وجود انرژی تاریك به عنوان بخشی دیگر از جهان كه در واقع مابقی جهان را تشكیل داده است، موضوع را پیچیده تر خواهد كرد. این نوع انرژی با گسترش سریع جهان در ارتباط است و به همراه ماده تاریك همچنان ناشناخته باقی مانده است.


 

جسم می تواند سریع تر از نور حركت كند نور نیز همیشه بسیار سریع حركت نمی كند


سرعت نور در خلا300 هزار كیلومتر بر ساعت است با این حال نور همیشه در خلاحركت نمی كند. برای مثال نور در آب با سرعتی یك سوم سرعت گفته شده حركت می كند. در واكنش های اتمی برخی از ذرات به سرعت های بسیار بالایی دست پیدا می كنند كه بخشی از سرعت نور است و در صورتی كه از میان رابطی كه سرعت نور را خواهد كاست عبور كنند، در واقع می توانند سریع تر از نور حركت كنند. چنین پدیده یی درخششی آبی رنگ از خود به وجود می آورد كه به «تشعشعات شرنكوف» شهرت دارد و با بمب های صوتی قابل مقایسه است. كمترین سرعتی كه تاكنون برای نور به ثبت رسیده است 17 متر بر ثانیه یا 61 كیلومتر بر ساعت بوده كه به واسطه عبور از میان روبیدیوم منجمد با حرارتی برابر صفر مطلق ایجاد شده است. این ماده در این حرارت در حالتی به نام چگالش «بوز- اینشتین» قرار دارد.


 

سیاهچاله ها سیاه نیستند


به طور حتم سیاهچاله ها بسیار تاریكند اما سیاه نیستند، زیرا این پدیده ها درخشان بوده و به آرامی نور خود را در تمامی طیف های نوری از جمله نور مرئی به اطراف منتشر می كنند. این تشعشعات كه «تشعشعات هاوكینگ» نام دارد نور خود و جرم سیاهچاله ها را به تدریج كاهش داده و با از دست دادن منبع جرم سیاهچاله ها تبخیر می شوند. به گزارش مهر به نقل از منابع علمی جهان، سیاهچاله های كوچك در مقایسه با جرم شان و نسبت به سیاهچاله های بزرگ تر با سرعتی بالاتر از خود نور منتشر می كنند و بر همین اساس در صورتی كه برخورددهنده بزرگ هادرون براساس برخی نظریه ها از خود میكروسیاهچاله هایی تولید كند، آنها به سرعت تبخیر خواهند شد و دانشمندان پس از آن قادر خواهند بود بقایای تابش های آنها را مشاهده كنند.


 

تعداد نامحدودی نویسنده مطلب را نوشته و تعداد نامحدودی خواننده آن را می خوانند


براساس مدل های استاندارد كیهان شناسی جهان مرئی با تمامی میلیاردها كهكشان و تریلیون تریلیون ستاره هایش تنها یكی از بی نهایت جهان هایی است كه مانند حباب های صابون در یك اسفنج در كنار یكدیگر قرار گرفته اند. به دلیل بی نهایت بودن آنها می توان هر تاریخچه ممكنی را برایشان در نظر گرفت. اما تعداد تاریخچه های ممكن برای این جهان ها متناهی است زیرا تعداد محدودی پدیده و تعداد محدودی نتیجه در بر داشته اند. تعداد این پدیده ها بسیار زیاد اما متناهی است، پس همین پدیده عینی و كنونی كه نویسنده این مطلب نوشته و شما آن را می خوانید، باید بی نهایت بار در زمان رخ داده باشد. شگفت انگیزتر از آن این است كه بدانیم نزدیك ترین همتای ما در چه فاصله یی از ما قرار گرفته است. این فاصله عددی برابر 10 به توان 10 به توان 28 متر تخمین زده شده است كه در صورت علاقه مندی به محاسبه آن می توانید از عدد یك و 10 میلیارد میلیاردمیلیارد صفر در برابر آن استفاده كنید.


 

تصور بنیادین از جهان مسوول گذشته، حال و آینده آن نیست


براساس نظریه نسبیت خاص چیزی به نام اكنون، گذشته یا آینده وجود ندارد و قالب های زمانی به یكدیگر وابسته اند زیرا همه هستی در سرعتی برابر در حركت است. درصورتی كه انسان با سرعتی كاملاً متفاوت در حركت بود شاهد پیر شدن زودهنگام یكی از نزدیكان یا دیر پیر شدن وی نسبت به دیگران می بود.


 

ذره می تواند به صورت آنی روی ذره یی در آن طرف جهان تاثیر بگذارد


زمانی كه یك الكترون با همتای ضدماده خود یا پوزیترون روبه رو می شود، هر دو در درخشش كوچكی از انرژی خنثی شده و دو فوتون از این برخورد متولد می شود. ذرات زیراتمی مانند فوتون ها یا كوارك ها یك ویژگی به نام اسپین دارند كه به مفهوم چرخش است. این ذرات در واقع حركت چرخشی ندارند، اما به گونه یی رفتار می كنند كه انگار در حال چرخشند. جهت اسپین فوتون ها در زمان تولد در برابر یكدیگر است و در نتیجه خنثی می شوند. با توجه به رفتارهای غیرقابل پیش بینی كوانتومی، گفتن اینكه كدام فوتون در مسیر چپ گرد و كدام یك در مسیر راست گرد حركت خواهد داشت، غیرممكن است و در واقع تا زمانی كه یكی از آنها مشاهده نشود، هر دو در هر دو جهت حركت خواهند داشت اما به محض اینكه یكی از آنها مشاهده شود جهت راست یا چپ گرد را به خود گرفته و به هر جهتی كه حركت كند، همتایش در مسیر متضاد آن حركت خواهد كرد. این واقعیتی است كه در آزمایش ها به اثبات رسیده است.


 

هرچه سریع تر حركت كنید سنگین تر می شوید


در صورتی كه بسیار سریع بدوید به صورت لحظه یی و نه دائم، سنگین وزن خواهید شد. سرعت نور مرز سرعت در جهان است در این صورت زمانی كه جسمی با سرعتی نزدیك به نور در حركت است و شما به آن نیرویی وارد كنید، به سرعت آن نخواهید افزود بلكه تنها به آن انرژی اضافی وارد كرده اید كه این انرژی باید در جایی قرار بگیرد. بهترین مكان برای قرارگیری این انرژی جرم جسم است. براساس قانون نسبیت جرم و انرژی با یكدیگر برابرند پس هر چه انرژی وارد شده بیشتر باشد، جرم افزایش پیدا خواهد كرد. البته این افزایش وزن در انسان قابل چشم پوشی بوده و در عین حال غیرقابل انكار است.


لیزر چیست؟

لیزر چیست؟

بیشتر مردم واژه لیزر را شنیده اند، اما نمی دانند که لیزر واقعا چیست؟ چه تفاوتی میان نور معمولی و لیزر وجود دارد و لیزر مخفف چیست؟

 

بیشتر مردم واژه لیزر را شنیده اند، اما نمی دانند که لیزر واقعاً چیست؟ چه تفاوتی میان نور معمولی و لیزر وجود دارد و لیزر مخفف چیست؟ بهتر است از آخرین سوال آغاز کنیم.

لیزر مخفف یک عبارت است که ابتدای هر یک از واژه هایش کلمه لیزر را می سازد. نام کامل لیزر:" تقویت نور ناشی از گسیل القایی" است. اما این مفهوم اندکی عجیب و نا آشنا به نظر می رسد، بگذارید وارد مبحث خود لیزر شویم.

 

تقریباً همه می دانند که پلیس برای اندازه گیری سرعت اتومبیل ها از لیزر استفاده می کند. حداقل آن دسته از رانندگانی که از سرعت مجاز تجاوز می کنند به این موضوع واقفند. اما چند نفر هستند که بدانند شما در طول یک روز عادی چندین بار از لیزر استفاده می کنید؟ لیزر در cd  player ها و پرینترهای لیزری و بسیاری چیزهای دیگر یافت می شود.

 

اغلب لیزر را در فیلم های اکشن دیده اید. آن جا که قهرمان داستان هنگام حل مشکلات خطرناک باید از پرتوهای لیزری فرار کند. قدرت لیزر هم شگفت انگیز است و هم ترسناک.

 

تفاوت لیزر با سایر نورها چیست؟   

نور یک موج الکترو مغناطیسی است. هر موج روشنایی و رنگ دارد و در زاویه ی معینی نوسان می کند که به آن قطبش می گویند. این امر در مورد لیزر هم صحت دارد. اما پرتوهای نور لیزر از هر منبع نوری دیگری موازی ترند. تمام قسمت های پرتو (تقریباً) در یک جهت خاص بوده و به این ترتیب پرتو خیلی کم منحرف یا خم می شود. با یک لیزر خوب می توان شیئ در فاصله یک کیلومتری را با نقطه ای به شعاع حدود 60 میلی متر روشن کرد.

از آن جا که نور لیزر کاملاً موازی است می تواند در ضخامت های خیلی کم هم متمرکز شود و در محل تمرکز نور انرژی به قدری زیاد می شود که شما می توانید با آن اشیا را بریده یا حک کنید. از این خاصیت می توان برای روشن کردن و دیدن جزییات خیلی ریز هم استفاده کرد. از همین خاصیت در وسایل جراحی و CD player ها استفاده می شود.

 

در ضمن می توان نور لیزر را تک رنگ کرد. یعنی کاری کرد که فقط یک طول موج داشته باشد. نور سفید متشکل از تمام نورهای طیف است اما نورهای رنگی مثل دیود نوری قرمز شامل طیف پیوسته ای از طول موج های قرمز است.

 

از طرف دیگر گسیل های لیزری وقتی به انرژی تبدیل می شوند، معمولاً خیلی پر قدرت نیستند. یک نوع لیزر قوی که در لیزرهای نمایشی استفاده می شود، نورش بیشتر از یک چراغ برق خیابان نیست. تنها تفاوت آن ها با نور معمولی درمیزان موازی بودن پرتو های دو منبع است.

 

گسیل القایی 

اتم ها و مولکول ها به طور طبیعی در زمان ها و جهات و فازهای تصادفی نور گسیل می کنند. همه ی نورهای تولید شده از منابع نوری عادی، نظیر لامپ ها، شمع ها لامپ های نئونی و حتی خورشید هم از این راه به وجود می آیند.

 

اگر انرژی در اتم ها ذخیره شود و نوری با طول موج صحیح (مناسب ) از نزدیکی آن عبور کند، چیزی غیر از این رخ می دهد. اتم نوری گسیل می کند که کاملاً همزمان با آن نور عبوری است. این بدین معناست که نور عبوری تقویت شده است.

 

لیزر چیست؟

معمولاً اتم ها و مولکول هایی نور گسیل می کنند که این دو شرط را داشته باشند:

*در اثر گرما و یا در تابش نور قبلی انرژی ذخیره کرده باشند.

*از زمان ذخیره انرژی شان مدتی گذشته باشد.  

نوری که به این طریق گسیل می شود در جهات تصادفی (رندم)، با فازها و زمان های تصادفی است.   

*انرژی در اتم ذخیره شود (مانند قبل)     

*قبل از آن که دیر شود، نور به قدر کافی به اتم نزدیک شده و به این ترتیب نور به شکل تصادفی همان گونه که در بالا توصیف شد گسیل می شود.   

*نور گذرا دارای طول موج مناسب اتم باشد.    

فرآیندی که در این جا صورت می گیرد، گسیل القایی نامیده می شود که با بازخورد یافتن درون یک حفره آینه ای تشدید شده و شرایط لیزر را فراهم می سازد . 

اولین شهرهای دنیا کجا بودندو کی بوجود آمدند؟

اولین شهرهای دنیا کجا بودندو کی بوجود آمدند؟
یکی از دستاوردهای بشریت که اورا از یک نوع خاص زندگی به نوع دیگری رهنمون کرد و تاثیر شگرفی بر زندگی او گذاشت ، شهر بود.

شهر به مفهومی که از روستا منتزع شود ، سابقه نسبتا کمی در برابرحیات بشری دارد اما دلیل اصلی تحولات ذهنی بشر و تحولات تکنولوژیک به این پدیده بستگی داشته است.

اولین شهرهای جهان برمبنای نظر گوردن چیلد در بین النهرین حدود 300سال قبل از میلاد مسیح پدید آمدند و مردم باستان شهرهایی را بوجود آوردند که بین 12000 تا 24000 نفر سکنه داشتند. بعضی ازجامعه شناسان شهر مانند رایزمن اظهار می‌دارند که علت پدید آمدن شهر را نمی‌دانند و بعضی دیگر معتقدند که پیدایش شهر بخشی از تکامل اجتماعی بوده است پس از این که انسان از مرحله اقتصاد معیشتی عبور می‌کند و کنترل محیط را بیشتر در اختیار می‌گیرد برای ساختن شهر آمادگی پیدا می‌کنند، یعنی توانایی ساختن محیط اجتماعی پیچیده‌تری را به دست می‌آورد.

در هر صورت برای پیدایش شهر انسان باید از مرحله ابتدایی تنازع بقا عبور کند و وابستگی انسان به طبیعت بطور نسبتی کمتر شده ، وابستگی اجتماعی او بیشتر می‌شود.

اولین تشکل شهری

اولین شهرهای جهان دیوار نداشتند. بنایی که شاید بتوان آن را دژ یا قلعه گفت محل سکونت حاکم یا پادشاه بود که معمولا نوعی معبد هم در کنار آن دیده می‌شود. این حاکم اولیه مقام روحانی نیز داشته است. در این حاکم اولیه شکلی از قدرت معنوی و مقدس در کنار نیروی بدنی قوی با یکدیگر آمیخته شده بود؛ کسی که می‌توانست بر محدودیت‌های طبیعی غلبه کند. بنابراین در اولین شهرهای جهان نخستین شکل حکومت و سیاست نیز در غالب یک چنین شخصیتی ظاهر می‌شود. دژ اولیه به تدریج مجلل‌تر می‌شود، بطوری نمایشگر قدرت سمبولیک حاکم است و در اطراف این مجموعه دژ و معبد دیواری کشیده می‌شود و شهرها در اطراف این هسته اصلی ساخته می‌شوند.

اولین شهرهای جهان در مناطقی ساخته می‌شوند که نه تنها از حاصلحخیز و پر آب هستند بلکه از نظر جغرافیایی حاصلخیز و پرآب هستند بلکه از نظر تردد و حمل نقل نیز در موقعیت خوبی قرار دارند. شهر برخلاف روستا متشکل از اقوام گوناگون است؛ مکانی است که تبادل فرهنگی گوناگون ممکن می‌گردد و یکپارچگی ذهنی ضعیف می‌شود. و به تدریج شخصیت‌های متفاوت در شهر شکل می‌گیرند. برخورد فرهنگها نقش عمده‌ای در توسعه و پیشرفت تکنولوژی و دانش و توسعه تمدن بشر داشته است.

اولین شهرهای جهان حدود 3500 قبل از میلاد مسیح در بین النهرین در دره‌های حاصلخیز دجله و فرات بوجود آمدند. شهرهایی مانند کیش ، «اور» ، «لاگاش» ، «بابل» ، آشور ، سومر و نینوا. آنگاه در مصر باستان حدود 3100 سال قبل از میلاد مسیح شهرهایی مانند «تبس» و «ممفیس» در کنار رودخانه نیل شکل می‌گیرند و در حدود 2500 سال قبل از میلاد مسیح شهرهایی مانند «موهنجودارو» و «هاراپا» در کنار رودخانه سند بوجود می‌آیند. در حدود 1500 سال قبل از میلاد مسیح شهرهایی در دره زرد ساخته می‌شوند. شهرهای یونان و روم جدیدتر هستند و به 300 تا 400 سال قبل از میلاد مسیح باز می‌گردند. در نیم کره غربی در قاره آمریکا بین 300 سال قبل از میلاد مسیح تا 300 سال بعد از میلاد در تمدن ما یا شهرهایی بوجود می‌آیند که به دلایل نامعلوم از بین می‌روند.

در این میان کشاکش برای تصرف شهرها گاه مسیر تاریخ را عوض کرده است .فتح بابل به دست کوروش تسخیر و آتش زدن آتن توسط خشایارشا ، فتح پرسپولیس به دست اسکندر و فتح فسطنطنیه به دست مسلمانان اهمیت شهرها در مناسبات سیاسی دنیای باستان را می رساند. چرا که بسیاری از شهرهای دنیای باستان به مفهوم دولتشهر نوعی از کلان شهر بودند که به تنهایی سرنوشت یک امپراتوری را تعیین می کردند.


نورون ها

نورون ها، اصلی‌ترین سلول‌های عصبی هستند. این سلولها وظیفه ترارسانی داده‌های عصبی را بردوش دارند. آنها این کار را از راه هدایت تکانه های الکتریکی انجام می‌دهند. نورونها از راه زائده‌هایی بنام دندریت داده‌ها را دریافت کرده و از راه زائده‌های دیگری بنام آکسون داده‌ها را به یاخته سپسین ترارسانی می‌کنند. جسم سلولی نورون‌ها، پریکاریون نام دارد.

ساختار نورون

1.    یک قطبی: دندریت و آکسون آنها از یک نقطه جسم سلولی خارج می‌شود.

2.    دو قطبی: دندریت و آکسون آنها از دو نقطه جسم سلولی خارج می‌شود

3.    چند قطبی: دندریت و آکسون آنها از چند نقطه جسم سلولی خارج می‌شود.

 

ویژگی‌ها

دارای بخش هایی بروی رشته‌ها (دندریت و آکسون) است که غلاف میلین نام دارد و جنس پروتئین و فسفولیپید است. نکته: قسمت‌هایی که غلاف میلین وجود ندارد گره‌های رانویه نامیده می‌شوند. در رشته‌های میلین دار پیام عصبی بسیار پرشتاب تر ترارسانی می‌شود. (به صورت جهشی)

دستگاه عصبی آدمی دارای بیش از ۱۰۰ میلیارد نورون است. سیگنال‌های ورودی از راه سیناپس‌ها وارد نورون می‌شوند. این سیناپس‌ها بیشتر روی دندریت‌ها هستند، ولی بر روی جسم سلولی نورون نیز وجود دارند. در انواعی از نورون‌ها، ممکن است تا ۲۰۰ هزار تا از این ارتباط‌ های سیناپسی از رشته‌های ورودی باشند.

شکل بالا شبکه نورون ها در مغز را نشان می دهد

انرژی گرمایی زمین

از زمانی که زمین بوجود آمده، انرژی گرمایی هم در آن وجود داشته است. معادل لاتین انرژی گرمایی “ژئوترمال انرژی”((Geothermal Energy )) است که ازدو جزء “ژئو” به معنی زمین و “ترمال” که معنی حرارت را در دل خود دارد تشکیل شده است.

آیا تابه حال پیش آمده که تخم مرخ پخته ای را به دو جزء تقسیم کنید؟

درون تخم مرغ بسیار به آن چه که در درون زمین می بینیم، شبیه است. زرده بسیار شبیه هسته ی زمین است و سفیده ی آن را می توان به جای جبه در نظر گرفت و پوسته بسیار نازک سفید رنگی که تخم مرغ را احاطه کرده و در صورتی که تخم مرغ را پوست بکنیم قابل مشاهده است، همان پوسته زمین خواهد بود.

سریع ترین توفان کیهانی اندازه گیری شد درست زیر پوسته زمین و بالای جبه، لایه مذابی از صخره های مذاب معدنی است که “ماگما” نامیده می شوند و پوسته زمین روی این لایه “ماگما” شناور است. اما هنگامی که ماگما از طریق آتشفشان ها از پوسته زمین عبور کرده و به سطح می آید آن را گدازه آتشفشانی می نامیم.

به ازاء هر ۱۰۰ متری که ما به هسته ی زمین نزدیک می شویم،دمای زمین در حدود ۳ درجه سلسیوس بالا می رود. به بیان دیگر به ازاء هر ۳۲۸ فوتی که به عمق زمین می رویم، دما ۵٫۴ درجه فارنهایت زیاد می شود. در نتیجه اگر ما حدود ۱۰۰۰۰ فوت به عمق زمین نزدیک شویم، دما برای جوشاندن آب کافی به نظر خواهد رسید.

در عمق های بسیار زیاد، گاهی آب در تماس با صخره های داغ تبدیل به آب در حال جوش یا بخار آب می شود. این آب داغ می تواند به دمایی بیش از ۳۰۰ درجه فارنهایت (۱۴۸ درجه سلسیوس) هم برسد. این دما از دمای آب جوش بسیار بالاتر است (۲۱۲ درجه فارنهایت یا ۱۰۰ درجه سانتی گراد) ولی این آب ابداً به بخار تبدیل نمی شود چراکه امکان تماس با هوا را ندارد.

وقتی که این آب جوش از طریق شکاف های زمین به سطح می آید، ما آن را چشمه آب گرم می نامیم. مانند تصویر چشمه آب گرمی که در پارک ملی “یلو استون” در تصویر سمت چپ آمده است.

گاهی هم بصورت بخار گرم به هوا می رود. مانند تصویر آب فشانی که در تصویر زیر قابل مشاهده است.

سریع ترین توفان کیهانی اندازه گیری شد در حدود ۱۰۰۰۰ سال پیش، سرخ پوست های شمال آمریکا از چشمه های آب گرم برای پخت و پز استفاده می کرده اند. بسیاری از قبایل جنگجو هنگام حمام کردن در کنار این چشمه ها در صلح کامل کنار هم زندگی می کرده اند. هرکدام از چشمه های آب گرم بزرگ آمریکا به یکی از قبایل اصلی آن کشور مربوط بوده است. چشمه های گرم کالیفرنیا و آبفشان های” ناپا” که برای قبایلی که در آن منطقه می زیسته اند از اماکن مهم و مقدس به شمار می رفته اند.

در منطق دیگری هم در گوشه و کنار جهان، مردم ازچشمه های آب گرم برای آرامش و استراحت استفاده می کنند. در رم باستان مکان هایی برای لذت بردن از حمام آب گرم در کنار این چشمه ها ساخته شده بود و ژاپنی ها هم قرن ها از این چشمه ها چنین استفاده ای می کرده اند.

انرژی گرمایی امروزٍ زمین

مردم امروزه از آب گرم طبیعی در استخرها و برای مقاصد درمانی استفاده می نمایند. گاهی آب گرم می تواند برای گرم نگه داشتن ساختمان به منظور ایجاد فضای مناسب برای برخی گیاهان خاص استفاده شود. مانند خانه سبز که تصویرش را در مقابل می بینید.

در “سان برناردیو” در جنوب کالیفرنیا از آب گرم برای گرم نگه داشتن ساختمان ها در فصل زمستان استفاده می شود.

سریع ترین توفان کیهانی اندازه گیری شد آب گرم چندین مایل در لوله های عایق حمل می شود تا به ساختمان های شهر می رسد. مرکز شهر، جان پناه حیوانات، مرکز سالمندان، بنگاه های مسکن، هتل و مراکز تهویه به این شیوه گرم نگه داشته می شوند.

در کشور ایسلند، بسیاری از ساختمان ها و حتی استخرهای شنا در پایتخت و جاهای دیگر از آب گرم شده توسط انرژی درونی زمین استفاده می کنند. این کشور حداقل ۲۵ آتشفشان و تعداد زیادی آبفشان و چشمه آب گرم را در دل خود جای داده است.

الکتریسیته وابسته به حرارت مرکزی زمین

سریع ترین توفان کیهانی اندازه گیری شد از آب گرم و بخار آب درون زمین با استفاده از تأسیساتی می توان در تولید الکتریسیته استفاده کرد.

به عنوان مثال در کالیفرنیای آمریکا، ۱۴ منطقه وجود دارد که در آن از انرژی گرمایی زمین برای تولید الکتریسیته استفاده می کنند. نقاط قرمز نشان داده شده روی این نقشه نقاط حاوی انرژی گرمایی هستند. بعضی از این نقاط به دلیل کوچک بودن، دور بودن یا کافی نبودن دمای آبٍ منابع شان هنوز مورد بهره برداری قرار نگرفته اند.

منابع اصلی عبارتند از:

? مناطق آبفشانی در شمال سانفرانسیسکو.

? در شمال غرب ایالت کنار آتشفشان لاسن در پارک ملی.

? در محوطه دریاچه ماموت، مجاور آتشفشان بزرگ قدیمی.

? چشمه های آب گرم کوزو در اینیوکانتری.

? دره بزرگ جنوب.

بعضی از این مناطق به قدری آب گرم و بخار آب دارند که می توان از آن در تولید الکتریسیته استفاده کرد. حفره هایی درون زمین ایجاد می شوند و لوله های عایقی آب گرم را به سطح زمین می آورند.

شما می توانید لوله هایی که برای این منظور مقابل یک مرکز انرژی گرمایی زمین هستند را در شکل ببینید. این مرکز آبفشانی که در مطلب (انرژی برای حمل و نقل )، از آن صحبت خواهیم کرد، در مرکز آبفشانی کالیفرنیا قرار دارد.

سریع ترین توفان کیهانی اندازه گیری شد نیروگاه های انرژی گرمایی مشابه هر نیروگاه دیگری عمل می کنند، با این تفاوت که در آن ها از سوخت برای تبدیل آب به بخار استفاده نمی شود. گرم شدن آب توسط زمین انجام می شود و وارد توربین های خاصی می شود. پره های توربین می چرخند و محور توربین به موتور برقی متصل شده است که برای تولید الکتریسیته از آن استفاده می شود. پس از آن بخار در برج سرمایش مجدداً به آب سرد تبدیل می شود.

“دودی” که در تصویر سمت راست از کارخانه خارج می شود در واقع دود نیست. بخار آبی است که در مرحله سرمایش تولید می شود. این آب سرد را می توان مجدداً درون زمین پمپ کرد تا دوباره گرم شود.

آب داغ به توربین وارد و از آن خارج می شود و باعث چرخش مولد می شود و الکتریسیته توسط این ژنراتورها تولید می شود و از طریق کابل های برق به خانه، مدرسه و … منتقل می شود.

نیروگاه گرمایی در کالیفرنیای آمریکا، تقریباً نیمی از الکتریسیته ای را که از انرژی گرمایی زمین به دست می آید، به تنهایی تولید می کند. این نیروگاه انرژی لازم را برای ۲ میلیون خانه تأمین می نماید.

پمپ های انرژی گرماییٍ منابع گرمایی زمین

از آن جایی که هرچه به سمت عمق زمین می رویم، دما افزایش می یابد، لایه های رویی زمین نباید چندان گرم باشند.

تقریباً همه جا روی سیاره ی ما، ۱۰ فوت اولیه را که به عمق زمین نزدیک می شویم دما بین ۵۰ تا ۶۰ درجه فارنهایت (۱۰ تا ۱۵ درجه سانتی گراد) ثابت باقی می ماند. اگر شما به زیر زمین خانه یا غار مانندی بروید، می بینید که هوا در این ناحیه تقریباً همیشه خنک است.

انرژی گرمایی زمین یا منابع گرمایی پمپ شونده توسط سیستم می توانند از این دمای ثابت برای گرمایش یا سرمایش ساختمان استفاده نمایند. درون لوله هایی به این منظور از ماده ای ضد یخ ( شبیه آنچه در رادیاتور اتوموبیل به کار می رود) می چرخد.

در زمستان، گرما از زمینی که گرم تر است، به لوله ها رسیده و از طریق پمپ ها هوای خانه ها یا محل کارمان گرم می شود. هنگامی هم که هوا گرم است، این فرآیند بطور معکوس انجام می شود و گرمای هوا از طریق لوله های انتقال دهنده به زمین، که گرمای کم تری دارد، منتقل می شود. از گرمای انتقال داده شده در تابستان می توان برای گرم کردن آب نیز استفاده کرد.

داستان یک ساعت ویژه

مردي ديروقت، خسته از كار به خانه برگشت. دم در پسر پنج ساله اش را ديد كه در انتظار او بود.
-دسلام بابا! يك سئوال از شما بپرسم؟
- بله حتما، چه سئوالي؟
- بابا! شما براي هرساعت كار چه قدر پول مي گيريد؟
مرد با ناراحتي پاسخ داد: اين به تو ارتباطي ندارد. چرا اين سئوال رو مي پرسی؟
- فقط ميخوام بدونم.
- اگه بايد بدوني، بسيار خوب مي گويم: 20 دلار!
پسرك در حالي كه سرش پائين بود آهی كشيد. بعد به پدر نگاه كرد و گفت: مي شه 10 دلار به من قرض بديد؟
مرد با عصبانيت گفت: اگر دليلت براي پرسيدن اين سئوال فقط اين بود كه پولي براي خريدن يك اسباب بازي مزخرف از من بگيري كاملآ در اشتباهي، سريع به اطاقت برگرد و برو فكر كن كه چرا اين قدر خودخواه هستي. من هر روز سخت كار مي كنم و براي چنين رفتارهاي كودكانه وقت ندارم.
پسرك آرام به اتاقش رفت و در را بست.
مرد نشست و باز هم عصباني تر شد: چطور به خودش اجازه مي دهد فقط براي گرفتن پول از من چنين سئوالاتي كند؟
بعد از حدود يك ساعت مرد آرام تر شد و فكر كرد كه شايد با پسر كوچكش خيلي تند و خشن رفتار كرده است. شايد واقعآ چيزي بوده كه او براي خريدنش به 10 دلار نياز داشته است. به خصوص اينكه خيلي كم پيش مي آمد پسرك از پدرش درخواست پول كند.
مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز كرد.
- خوابي پسرم؟
- نه پدر، بيدارم.
- من فكر كردم شايد با تو خشن رفتار كرده ام. امروز كارم سخت و طولاني بود و همه ناراحتي هايم را سر تو خالي كردم. بيا اين 10 دلاري كه خواسته بودي.
پسر كوچولو نشست، خنديد و فرياد زد: متشكرم بابا! بعد دستش را زير بالشش برد و از آن زير چند اسكناس مچاله شده در آورد.
مرد وقتي ديد پسر كوچولو خودش هم پول داشته، دوباره عصباني شد و با ناراحتي گفت: با اين كه خودت پول داشتي، چرا دوباره درخواست پول كردي؟
پسر كوچولو پاسخ داد: براي اينكه پولم كافي نبود، ولي من حالا 20 دلار دارم. آيا مي توانم يك ساعت از كار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بياييد؟ من شام خوردن با شما را خيلي دوست دارم 

کاربرد یخ خشک

 یخ خشک (به انگلیسی: Dry ice)و با نام تجاری جیرنرایزد (به انگلیسی: Genericized) دی اکسید کربن جامد است. این ماده معمولاً به عنوان عامل سرد کننده مورد استفاده قرار می‌گیرد. یخ خشک عالی با فشردن مستقیم گاز اتمسفر در دمای ثابت ۷۸٫۵ درجه سانتیگراد زیر صفر از حالت گاز به مایع تبدیل می‌شود. آنتالپی چگالش در ۷۸٫۵ درجه سانتیگراد زیر صفر ۱۹۹ کیلوژول بر کیلوگرم است. تولید یخ خشک برای پایین آوردن و سرد کردن موثر است.

 

 

نمودار فاز کربن دی اکسید
ساختار کریستالی یخ خشک

پیشینه

در سال ۱۸۳۵ م شیمی‌دانی از کشور فرانسه به نام چارلز ایلوزیر برای نخستین بار یخ خشک را کشف کرد. او در آن دوران به نتایج و کاربردهایی دربارهٔ یخ خشک رسید که ۶۰ سال بعد توسط دانشمندان آزمایش و مشاهده شد.

تولید

تولید یخ خشک بی‌رنگ (مرغوب) با فشرده کردن گاز دی اکسید کربن (CO۲) امکان پذیر است. روش‌های تولید یخ خشک به طور خلاصه به ترتیب زیر است: ۱. گاز دی اکسید کربن خالص را زیر فشار و سرما قرار می‌دهند تا به مایع تبدیل شود.

۲. در هنگام فشرده کردن مقداری از دی اکسید مایع تبخیر می‌شود و با پایین آمدن درجه حرارت دی اکسید کربن مایع، مقدار باقی مانده در نهایت به طور کامل از مایع به جامد تبدیل می‌شوند.

۳. در نهایت دی اکسید کربن جامد را که فشرده و جامد شده‌است با قالبهای کوچک یا بزرگ مکعبی، یخ خشک را بسته بندی می‌کنند. استانداردهای این قالب‌های مکعبی تقریبا ۳۰ کیلوگرم است.

کاربرد

کاربردهای آن عبارت‌اند از:

1- استفاده برای سرد سازی بدون یخچال در موارد پزشكی، صنایع هوایی و... برای انتقال مواد خاص 2- استفاده برای جلوه‌های ویژه و ایجاد مه یا بخار 3- استفاده در آزمایشگاهها و مراكز علمی 4- صنعت روغن 5- ذخیره مواد غذایی 6- صنعت پخت نان 7- كندن سرامیك از كف 8- پایین بردن دما در واكنش‌های شیمیایی 9- تهیه نوشابه 10 پزشكی 11- انتقال گیاهان 12- رشد گیاهان 14- كند كردن واكنشهای شیمیایی 15- عامل تولید فشار 17-انقباض فلزات جهت فیت شدن 18-چاه‌های آب 19-جذب كننده مگس ها و حشرات موذی 20-از یخ خشک برای باران‌زا کردن ابرها استفاده می‌شود. 21-و ...

طرز تهیه یخ خشک

برای ساختن یخ خشک لازم نیست وسایل سرمایش قوی داشته باشیم. تنها کافی است دی اکسید کربن (با فشار بالا) داشته باشیم. مثلا اگر کپسولی از CO۲ با فشاری در حدود حداقل 75 بار و دمای حدود 31 درجه سانتیگراد داشته باشید، چنانچه آنرا برعکس کنید طوری که شیر خروجی آن در پایین قرار گیرد و سپس شیر را باز کنید, CO۲ به صورت یخ خشک از آن خارج می‌شود. علت این پدیده فرآیند اختناق یا خفگی است که در آن چنانچه فشار سیالی به صورت ناگهانی کم شود دمای سیال نیز کم می‌شود (البته بسته به مقدار ضریبی به نام ضریب ژول-تامسون). از همین پدیده در یخچال برای خنک کردن گاز سرد کننده استفاده می‌شود.

کاربرد یخ خشک برای تولید باران

باروری ابرها بوسیله یخ خشک بطور ناگهانی در آزمايشگاه جنرال الکتریک در نیویورک کشف شد. در 1946 شمیدانی به نام ونسان شافر برفی را در نزدیکی شهر نیویورک، با تزریق 6 پوند یخ خشک بوسیله هواپیما به ابرها ایجاد کرد. از آن موقع بارور کردن ابرها به این روش برای تولید باران استفاده شد و در چین برای کاهش آلودگی هوا در زمان برگزاری المپیک 2008 مورد استفاده قرار گرفت. شاید بتوان این تهمت را نیز به این روش زد که آن نوعی دزدی باران باشد. در ویتنام ارتش آمريکا از این روش برای افزایش بارانهای موسمی با شعار ' گل تولید کنید نه جنگ ' استفاده شد. از دی اکسید کربن مایع برای از بین بردن مه در فرودگاهها مورد استفاده قرار می‌گیرد. روسیه از روش بارور کردن ابرها برای ایجاد باران برای دور کردن ذرات رادیو اکتیو از اطراف مسکو استفاده می‌کند.

تفاوت خوابیدن زن و مرد و یک نتیجه گیری واقعی

مامان و بابا داشتند تلویزیون تماشا می کردند که مامان گفت:”من خسته ام و دیگه دیروقته ، میرم که بخوابم ” مامان بلند شد ، به آشپزخانه رفت و مشغول تهیه ساندویچ های ناهار فردا شد ، سپس ظرف ها را شست ، برای شام فردا از فریزر گوشت بیرون آورد ، قفسه ها رامرتب کرد ، شکرپاش را پرکرد ، ظرف ها را خشک کرد و در کابینت قرار داد و کتری را برای صبحانه فردا از آب پرکرد . بعد همه لباس های کثیف را در ماشین لباسشویی ریخت ، پیراهنی را اتو کرد و دکمه لباسی را دوخت . اسباب بازی های روی زمین را جمع کرد و دفترچه تلفن را سرجایش در کشوی میز برگرداند. گلدان ها را آب داد ، سطل آشغال اتاق را خالی کرد و حوله خیسی را روی بند انداخت . بعد ایستاد و خمیازه ای کشید . کش و قوسی به بدنش داد و به طرف اتاق خواب به حرکت درآمد ، کنار میز ایستاد و یادداشتی برای معلم نوشت ، مقداری پول را برای سفر شمرد و کنارگذاشت و کتابی را که زیر صندلی افتاده بود برداشت . بعد کارت تبریکی را برای تولد یکی از دوستان امضا کرد و در پاکتی گذاشت ، آدرس را روی آن نوشت و تمبرچسباند ؛ مایحتاج را نیز روی کاغذ نوشت و هردو را درنزدیکی کیف خودقرارداد.
سپس دندان هایش رامسواک زد.
باباگفت: “فکرکردم ، گفتی داری می ری بخوابی” و مامان گفت:” درست شنیدی دارم میرم.”
سپس چراغ حیاط راروشن کرد و درها را بست.
پس ازآن به تک تک بچه ها سرزد ، چراغ ها راخاموش کرد ، لباس های به هم ریخته را به چوب رختی آویخت ، جوراب های کثیف را درسبد انداخت ، با یکی از بچه ها که هنوز بیداربود و تکالیفش را انجام می داد گپی زد ، ساعت را برای صبح کوک کرد ، لباس های شسته را پهن کرد ، جاکفشی را مرتب کرد و شش چیز دیگر را به فهرست کارهای مهمی که باید فردا انجام دهد ، اضافه کرد . سپس به دعا و نیایش نشست.
درهمان موقع بابا تلویزیون راخاموش کرد و بدون اینکه شخص خاصی مورد نظرش باشد گفت: ” من میرم بخوابم” و بدون توجه به هیچ چیز دیگری ، دقیقاً همین کار را انجام داد!
نتیجه گیری:
۱- مردها همیشه کارهایشان را درست و به موقع انجام می دهند و وقتی تلویزیون نگاه می کنند قبلا کارهای دیگرشان را انجام داده اند. ولی زنها بسیار بی برنامه و نامرتب هستند. در صورتیکه کلی کار نکرده دارند نشسته اند و تلویزیون نگاه می کنند.
۲-  مردها بسیار راستگو هستند. ولی زنها دورغگو هستند و بجای اینکه بگویند من می روم کارهای نکرده ام را انجام بدهم الکی می گویند من میروم بخوابم.
.فان پاتوق

lمورچه

مور یا مورچه حشره‌ای اجتماعی است همانند زنبور عسل از راسته نازک‌بالان که در میانه‌های دورهٔ کرتاسه یعنی حدود ۱۱۰ تا ۱۳۰ میلیون سال پیش تکامل یافته‌است. امروزه بیش از ۱۲۰۰۰ گونه مورچه طبقه بندی شده‌اند و تخمین زده می‌شود این تعداد تا ۱۴۰۰۰ گونه نیز برسد. مورچه‌ها به راحتی از شاخک‏های آرنج دارشان و ساختار گره مانندشان و کمر باریکشان قابل شناسایی هستند.

اندازه اجتماع مورچه‌ها می‌تواند از چند ده مورچه شکارچی در یک حفره تا چند میلیون مورچه ساده و مورچه نازای ماده و طبقه‌ای از کارگرها و سربازها و سایر گروه‌ها را در یک محدوده جغرافیایی وسیع شامل شود.همچنین اجتماع مورچه‌ها شامل تعدادی نر دارای نطفه و همچنین یک یا چند ماده که توانایی بارور شدن دارند و ملکه نامیده می‌شوند، می‌شود.همچنین گاهی اجتماع مورچه‌ها یک ابرجامعه توصیف شده‌است ٬زیرا مورچه‌ها در آن با یکدیگر کار می‌کنند و از اجتماع خود دفاع می‌کنند...

مورچه‌ ای در حال مکیدن یک دانه شکر

تقریباً تمام مناطق کره زمین مورچه دارد. فقط مناطقی مانند جزایر دور افتاده و غیرقابل دسترسی استثنا هستند. مورچه به بیشتر محیط زیست‌های زمین چیره گشته‌است و در بیشتر محیط زیست‌ها توانایی زندگی دارد. این موجود ۱۵-۲۰٪ موجودات زنده خشکی‌زی زمین را تشکیل می‌دهد. علت موفقیت آنها به زندگی اجتماعی، توانایی بالای انطباق پذیری و توانایی تغییر دادن محیط زیستشان و بهره برداری از منابع و دفاع از یکدیگر برمی‌گردد. انواع مورچه‌ها به صورت‌های مختلفی مانند زندگی انگلی و برده‌داری، همزیستی مسالمت آمیز و … تکامل یافته‌اند.

جامعهٔ مورچه‌ها دارای سیستم تقسیم کار ٬ارتباط بین اشخاص و توانایی حل مشکلات پیچیده‌است.این ارتباطات در جوامع انسانی با مطالعه و مذهب و در طول زمان بوجود آمده‌است. مورچه‌ها قویترین حیوانات خشکی می‌باشند، چرا که می‌توانند چند برابر وزن خود بار حمل کنند، مطالعه در زندگی مورچه‌ها دانشمندان را به شگفتی واداشته‌است، چون وقتی آن‌ها انبار غذای بعضی از مورچه‌ها را بررسی کرده‌اند، با کمال تعجّب دیده‌اند آن‌ها، به طور دقیق دانه‌های جمع آوری شده را به طور منظّم در کنار هم قرار می‌دهند؛ آنها دانه‌های گندم را از وسط به دو نیم می‌کنند تا هنگام رسیدن رطوبت سبز نشود، ولی دانه‌های خربزه را به جای نصف به چهار قسمت تقسیم می‌کنند، زیرا می‌دانند که دانه‌های خربزه (تخم خربزه) اگر به دو نصف تقسیم شوند، باز هم قابلیت سبز شدن را دارند و به محض تماس با آب رشد خواهند کرد و لانهٔ مورچه‌ها را از بین خواهند برد

مورچه‌ها در تلاش و پشتکار و استقامت تا آن جا پیش رفته‌اند که برای ما انسانها ضرب المثل شده‌اند،

ما می‌توانیم از زندگی آن‌ها بیاموزیم: که هرگز ناامید نشویم، محتاط باشیم، با آرزو مانوس شویم، تمام توانمان را برای موفقیت بکار گیریم، قدر نعمت‌های خدا را بدانیم، صرفه جو باشیم، از کنار هم بودن لذت ببریم، با هم آینده را بسازیم، از تنهایی گریزان باشیم و منافع جمع را بر منافع خودمان ترجیح دهیم. مورچه‌ها در سراسر دنیا وجود دارند و تعدادشان نیز بسیار زیاد است، در عین حال زندگی مورچه‌ها سرشار از فلسفه‌است.

در این مقاله چند نمونه از دلایل این امر را مرور می‌کنیم، زیرا بسیار قابل تامل است: مورچه‌ها در زندگی خود:

  1. بسیار پرتلاش اند.
  2. راه‌های گوناگونی را جستجو می‌کنند.
  3. از مانع عبور می‌کنند: هر اندازه بزرگ یا خطرناک باشد.
  4. اگر عبور از مانع ممکن نباشد، مانع را دور می‌زنند.
  5. تا به هدف شان نرسند، دست از راه رفتن برنمی دارند. حتی در سر بالائی‌ها، بیافتند، برمی خیزند و دوباره ادامه می‌دهند و بیشتر سعی و تلاش می‌کنند.
  6. با احتیاط هستند.
  7. اتحاد دارند و هیچ کدام تنها با دشمنان نمی‌جنگند.
  8. زندگی دسته جمعی دارند و هیچ مورچه‌ای تنها زندگی نمی‌کند.
  9. با هم و در کنار هم و با تقسیم کاری شگفت انگیزی زندگی می‌کنند.
  10. روح صرفه جویی دارند. آنها هیچ وقت تمام آذوقه زمستانی خود را نمی‌خورند و همواره در لانه خود غذای چند سال آینده را آماده دارند. با این روش، در زمستان سرد و سخت، غذای کافی دارند.
  11. عاشق آفتاب هستند. در زمستان، هنگامی که هوا آفتابی می‌شود، آنان بی درنگ از لانه گرم خود بیرون می‌آیند.
  12. در اثر ممارست آنقدر ورزیده شده‌اند که می‌گویند : «مورچه»‌ها قوی ترین موجودات روی زمین هستند، زیراکه چندین برابر وزن خود را می‌توانند از روی زمین بلند کند. آدرس این مطلب در سایت تبیان،
  13. خیلی از تمدن‌های انسانی از مورچه‌ها در مراسم مذهبی در تغذیه و موارد پزشکی سود می‌جویند. البته گاهی توانایی آنها برای استفاده از منابع باعث تعارض آنها با انسان‏ها شده‌است.آنها می‌توانند به محصولات کشاورزی صدمه زده و وارد خانه‌ها شوند.بعضی از انواع مورچه‌ها مثل مورچه قرمز آتشین خودشان را از وقتی که به موضوعات جدید رساندند(مثل کابلهای برق)، مطرح کردند.
لانه مورچه‌ها زیر خاک
 

برخی از انواع مورچه

  • مورچه خرمن چین
  • مورچه شیردوش یا گله‌دار
  • مورچه‌های باغبان
  • مورچه‌های آسیابان
  • مورچه فرعون:یکی از انواع مورچه‌ها که تقریبا در تمام جهان زندگی می‌کند و به رنگ زرد یا قرمز است و در خانه‌ها زندگی می‌کند مورچهٔ فرعون است.این مورچه‌ها اولین بار در مصر دیده شد و برای همین به مورچهٔ فرعون معروف است.این مورچه در دیوارها زندگی می‌کنند و از غذاهای چرب بیشتر ای غذاهای گیاهی استفاده می‌کند.از بین بردن آنها نیز بسیار سخت است زیرا در دیوارها نیز لانه دارند.
  • مورچه آتشی سرخ: با نام علمی Solenopsis invicta، که بومی آمریکای جنوبی است، با احساس خطر بر روی آب، دست به دست هم داده و از گروه خود، قایقی درست می‌کنند که می‌تواند وزن‌های سنگینی را حمل کند

متن کامل نامه چارلی چاپلین به دخترش

متن کامل نامه چارلی چاپلین به دخترش

دخترم جرالدين, از تو دورم , ولی يک لحظه تصوير تو از ديدگانم دور نميشود.تو کجايی؟در پاريس ,روی صحنه تئاتر پرشکوه شانزه ليزه؟اين را ميدانم و چنان است که گويي در اين سکوت شبانگاهی ,آهنگ قدمهايت را ميشنوم.شنيده ام نقش تو در اين نمايش پرشکوه, نقش آن دختر زيبای حاکمی است که اسير خان تاتار شده است.

جرالدين, در نقش ستاره باش و بدرخش ,اما اگر فرياد تحسين آميز تماشاگران و عطر مستی آور گلهايی که برايت فرستاده اند به تو فرصت هوشياری داد بنشين و نامه ام را بخوان. من پدر تو هستم.امروز نوبت توست که صدای کف زدن های تماشاگران گاهی تو را به آسمانها ببرد.به آسمانها برو ولی گاهی هم به روی زمين بيا و زندگی مردم را تماشا کن; زندگی آنان که با شکم گرسنه در حالی که پاهايشان از بينوايی می لرزدو هنرنمايی می کنند. من خود يکی از ايشان بوده ام.جرالدين دخترم ,تو مرا درست نمی شناسی در آن شب های بس دور با تو قصه ها بسيار گفتم اما غصه های خود را هرگز نگفتم آن هم داستانی شنيدنی است.

داستان آن دلقک گرسنه که در پست ترين صحنه های لندن آواز می خواند و صدقه می گيرد, داستان من است.من طعم گرسنگی را چشيده ام.من درد نابسامانی را کشيده ام.و از اينها بالاتر رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقيانوسی از غرور در دلش موج می زند و سکه صدقه آن رهگذر غرورش را خرد نمی کند. با اين همه زنده ام و از زندگان پيش از آنکه بميرند حرفی نبايد زد. به دنبال نام تو نام من است :"چاپلين"

جرالدين دخترم, دنيايی که تو در آن زندگی می کنی, دنيای هنرپيشگی و موسيقی است.نيمه شب آن هنگام که از سالن پرشکوه تئاتر شانزه ليزه بيرون می آيی, آن ستايشگران ثروتمند را فراموش کن .حال آن راننده تاکسی که تو را به منزل ميرساند  بپرس .حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولی برای خريد لباس بچه نداشت ,مبلغی پنهانی در جيبش بگذار. به نماينده خود در پاريس دستور داده ام فقط وجه اين نوع خرجهای تو را بی چون و چرا بپردازد.اما برای خرجهای ديگر بايد صورت حساب ان را بفرستی.

دخترم جرالدين گاه و بی گاه با مترو و اتوبوس شهر را بگرد و مردم را نگاه کن. زنان بيوه ,کودکان يتيم را بشناس و دست کم روزی يک بار بگو:من هم از آنان هستم.تو واقعا يکی از آنان هستی و نه بيشتر.هنر قبل از اينکه دو بال به انسان بدهد اغلب دو پای او را ميشکند . وقتی به مرحله ای رسيدی که خود را برتر تماشاگران خويش بدانی, همان لحظه تئاتر را ترک کن و با تاکسی خود را به حومه پاريس برسان. من آنجا را خوب می شناسم.آنجا بازيگران همانند خويش را خواهی ديد که از قرن ها پش زيبا تر از تو ,چالاکتر از تو و مغرور تر از تو هنرنمايی ميکنند.اما در آنجا از نور خيره کننده تئاتر شانزه ليزه خبری نيست.

دخترم جرالدين ,چکی سفيد امضا برايت فرستاده ام که هر چه دلت می خواهدبگيری و خرج کنی. ولی هر وقت خواستی دو فرانک خرج کنی با خود بگو:سومين فرانک از آن من نيست.اين مال يک مرد فقير و گمنام است که امشب به يک فرانک احتياج دارد.جست و جو لازم نيست.اين نيازمندان گمنام را اگر بخواهی همه جا خواهی يافت. اگر از پول و سکه برای تو حرف می زنم برای آن است که از نيروی فريب و افسون پول ,اين فرزند بی جان شيطان خوب آگاهم. من زمانی دراز در سيرک زيسته و هميشه و هر لحظه برای بند بازان روی ريسمانی بس نازک و لرزنده نگران بوده ام. اما دخترم اين حقيقت را بگويم که مردم بر روی زمين استوار و گسترده بيشتر از بند بازان  ريسمان نا استوار سقوط می کنند.

دخترم جرالدين ,پدرت با تو حرف می زند. شايد شبی درخشش گرانبهاترين الماس اين جهان تو را فريب بدهد و آن شب است که این الماس, آن ريسمان نا استوار زير پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است. روزی که چهره زيبای يک اشراف زاده بی بند و بار تو را بفريبد  آن روز است که بند بازی ناشی خواهی بود. هميشه بند بازان ناشی سقوط می کنند از اين رو دل به زر و زيور نبند. بزرگترين الماس اين جهان آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه می درخشد. اما اگر روزی دل به مردی آفتاب گونه بستی ,با او يک دل باش و به راستی او را دوست بدار. معنی اين را وظيفه خود در قبال  اين موضوع بدان. به مادرت گفته ام که در اين خصوص برای تو نامه ای بنويسد. او از من بهتر معنی عشق را می داند. او برای تعريف "عشق "که معنی آن" يکدلی" است شايسته تر از من است.دخترم هيچ کس و هيچ چيز ديگر در اين جهان نمی توان يافت که شايسته آن باشد.دختری ناخن پای خود را برای آن عريان می کند. برهنگی بيماری عصر ما است. به گمان من تن تو ,بايد مال کسی باشد که روحش را برای تو عريان کرده است.حرف بسيار برای تو دارم ,ولی به وقت ديگر می گذارم.و با اين آخرين پيام نامه را پايان می بخشم. انسان باش, پاک دل و يکدل ;زيرا گرسنه بودن, صدقه گرفتن و در فقر مردن بارها قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است.

پدر تو ,چارلی چاپلين 

 

 

دختر روستایی باهوش


 دختر روستایی باهوش

 در زمانهای قدیم در یکیاز روستا های دورافتاده مرد فقیری با دخترش زندگی می‏کرد. این مرد به داروغه شهر بدهکار بود ونمی‏توانست قرض خود را پس بدهد. یک روز داروغه به مرد پیشنهاد داد که اگر دخترش را به همسری داروغه در آورد از بدهی ‏اش چشمپوشی می‏کند. مرد فقیر پریشان و درمانده پیش دخترش رفت و موضوع را با او در میان گذاشت . دختر گفت من به یک شرط این مسأله را قبول می‏کنم، به این شرط که در حضور مردم روستا مراسمی ترتیب دهیم.

 

در این مراسم در یک کیسه دو تکه سنگ ، یکی سفید و یکی سیاه، می‏گذاریم و من باید دست در کیسه کنم و یکی را در بیاورم . اگر سنگ سیاه را در بیاورم درخواست داروغه را قبول می‏کنم وگرنه او باید قرض تو را ببخشد .

روز بعد مرد فقیر موضوع را با داروغه در میان گذاشت و او هم قبول کرد و زمان مراسم را تعیین کرد. یک روز مانده به مراسم یکی از سربازان زیردست داروغه خبردار شد که او قصد دارد به جای دو رنگ متفاوت هر دو سنگ داخل کیسه را سیاه انتخاب کند تا دختر هرکدام را که بردارد بازنده شود. سرباز خبر را به مرد فقیر و دخترش رساند . اما دخترک به پدر گفت که ای پدر هیچ نگران نباش که من حتماً پیروز می‏شوم. و همینطور هم شد ! حالا به نظر شما دخترک چه کاری انجام داد؟ چگونه در مسابقه برنده شد؟

 تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می کردید ؟ چه توصیه ای برای آن دختر داشتید ؟
اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد:

1ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند.
2ـ هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است.
3ـ یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد.


لحظه ای به این شرایط فکر کنید. هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده می شود. معضل این دختر جوان را نمی توان با تفکر منطقی حل کرد.
به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید، اگر شما بودید چه کار می کردید؟!


و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد:

دخترک در روز موعود دست در کیسه کرد و یکی از سنگها را بیرون آورد و قبل از این که به دیگران نشان دهد با قدرت آن را به خارج از میدان پرتاب کرد . بعد گفت حالا که به آن سنگ دسترسی نداریم می‏توانیم سنگ دیگر را ببینیم و هرچه که بود، برعکسش آن سنگی بود که من درآوردم. و می‏دانیم که سنگ باقیمانده داخل کیسه سیاه بود !

 

1ـ همیشه راه حلهای به ظاهر منطقی ما تنها راه های حل مشکلات پیچیده نیستند.


2ـ زاویه دید مناسب به مشکل و یا به عبارت بهتر شناخت صحیح مساله، خود، قسمتی از پاسخ است.

3ـ عجله در استفاده از فرصتها گاهی تهدید ساز می شوند تا اینکه کمک نمایند.